تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
اللّهمّ لك الحمد على ما تأخذ و تعطي ، و على ما تعافي و تبتلي ، حمدا يكون أرضى الحمد لك ، و أحبّ الحمد إليك ، و أفضل الحمد عندك . حمدا يملأ ما خلقت ، و يبلغ ما أردت . ( 2 ) حمدا لا يحجب عنك ، و لا يقصر دونك . حمدا لا ينقطع عدده ، و لا يفنى مدده . فلسنا نعلم كنه عظمتك ، إلّا أنّا نعلم أنّك حيّ قيّوم ، لا تأخذك سنّة و لا نوم . ( 3 ) لم ينته إليك نظر ، و لم يدركك بصر . أدركت الأبصار ، و أحصيت الأعمار . و أخذت بالنّواصي و الأقدام ( 4 ) و ما الّذي نرى من خلقك ، و نعجب له من قدرتك ، و نصفه من عظيم سلطانك ، و ما تغيّب عنّا منه ، آنچه عافيت دهى و آزمايش كنى ، شكرى كه باشد پسنديده‌ترين حمد مر تو را ، و دوست ترين حمد به تو ، و فاضل ترين حمد به نزديك تو ، حمدى [ است ] كه پر كند آنچه بيافريدى تو ، و برسد [ به ] آنچه خواهى . ( 2 ) حمدى كه باز ندارند از تو و قاصر نباشد جز تو را ، حمدى كه بريده نشود عدد او و فانى نشود زيادتى او ، پس نيستيم كه دانيم ما نهايت بزرگى تو را ، الّا آنك ما مى دانيم كه تو زندهء پاينده [ اى ] ، فرا نگيرد تو را خواب سبك و نه خواب . ( 3 ) و [ به ] نهايت نرسيد به تو نظرى ، و در نيافت تو را چشمى ، در يافتى تو چشم ها را ، و بشمردى عمل ها را و عمرها را ، و فرا گرفتى به موى هاى پيشانى و قدم ها . ( 4 ) و چيست آنچه مى بينم از خلق تو ، و شگفت مى آييم مر آن را از قدرت تو ، و صفت مى كنيم آن را از بزرگى پادشاهى تو ، و [ حال آن كه ] آنچه غايب است از ما - از [ آسمان و عرش و كرسى و ساير