السّمع . من قال به صدق ، و من عمل به سبق . ( 2 ) فقام إليه عليه السلام رجل فقال : أخبرنا عن الفتنة ، و هل سألت عنها رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - فقال عليه السلام : لمّا أنزل اللّه سبحانه ، قوله : الم . أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
علمت أنّ الفتنة لا تنزل بنا و رسول اللّه بين أظهرنا . فقلت : يا رسول اللّه ، ما هذه الفتنة الّتي أخبرك اللّه تعالى بها فقال : يا عليّ ، إنّ أمّتي سيفتنون من بعدي . ( 3 ) فقلت : يا رسول اللّه ، أو ليس قد قلت لي يوم أحد حيث استشهد من استشهد من المسلمين ، و حيزت عنّي الشّهادة ، فشقّ ذلك عليّ ، فقلت لي : أبشر ، فإنّ الشّهادة من ورائك . ( 4 ) به آن راست گفت ، و هر كه عمل كرد به آن سبق برد از اقران . ( 2 ) پس برخاست مردى و گفت : خبر ده ما را از فتنه و هست سؤال كردى تو از آن رسول خدا [ را ] - درود داد خدا بر او و آل او - پس گفت عليه السّلام : آن گاه كه فرو فرستاد خداى تعالى گفتار او : « اى مى پندارند مردمان كه ترك كنند ايشان را كه گويند ايمان آورديم ما و ايشان را در فتنه نيندازند » ، دانستم بدرستى كه فتنه فرو نيايد به ما و [ حال آنكه ] رسول خدا پيش ما [ است ] ، پس گفتم : اى رسول خدا چيست اين فتنه آنك خبر داد تو را خدا به آن پس گفت : اى على ، بدرستى كه امّت من زود بود كه در فتنه اندازند ايشان را بعد من . ( 3 ) گفتم : اى رسول خدا ، اى نيست بدرستى كه گفتى تو مرا روز غزو احد آن زمان كه شهيد كردند كسى را كه شهيد كردند از مسلمانان ، و باز داشتند از من شهادت را ، پس دشخوار آمد آن بر من ، پس گفتى مرا : شاد شو بدرستى كه شهادت از پس تو [ است ] . ( 4 ) پس گفت مرا بدرستى كه آن
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٦٣