تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
لا يفارقها حتّى تشتدّ أركانه ، و يحمله للنّهوض جناحه ، و يعرف مذاهب عيشه ، و مصالح نفسه . فسبحان البارى ء لكلّ شيء ، على غير مثال خلا من غيره . ( 7 )

156 - و من كلام له عليه السلام خاطب به اهل البصرة على جهة اقتصاص الملاحم

:

منها

فمن استطاع عند ذلك أن يعتقل نفسه على اللّه ، فليفعل . و إن أطعتموني فإنّي حاملكم إن شاء اللّه على سبيل الجنّة و إن كان ذا مشقّة شديدة و مذاقة مريرة . ( 1 ) و أمّا فلانة فأدركها رأي النّساء ، و ضغن غلا في صدرها كمرجل [ است ] ، فرو افتد [ بچهّ ] چو [ ن ] فرو افتد [ مادر ] ، و مرتفع [ و بلند ] شود چون مرتفع و بلند شود ، جدا نشود او [ از مادر ] تا كه سخت شود ركن هاى او ، و بر دارد او را براى برخاستن بال او ، و تا بشناسد راه‌هاى زندگانى خود و جاى مصلحت نفس خود ، پس پاك است بى عيب آفريننده مر هر چيزى را بر بى مانند كه باز مانده باشد از جز او ( 7 ) 156 - [ و از سخنان آن حضرت - عليه السلام - است ] خطاب كرد به اين [ خطبه ] اهل بصره را بر جهت قصهّ گفتن حروب پس هر كه استطاعت دارد نزديك آن [ فتنه‌ها ] كه شكال كند و باز بندد نفس خود را بر [ طاعت ] خدا بايد كه بكند ، و اگر طاعت داريد شما مرا بدرستى كه من حامل [ و برندهء ] شماام - اگر خواهد خدا - بر راه بهشت ، و اگر چه باشد [ آن راه ] خداوند مشقّت سخت ، و چشيدن تلخ . ( 1 ) و امّا فلانه - يعنى عايشه - پس دريافت او را تدبير زنان و كينه [ اى ] كه