تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
منها : حتّى تقوم الحرب بكم على ساق ، باديا نواجذها ، مملوءة أخلافها ، حلوا رضاعها ، علقما عاقبتها . ( 1 ) ألا و في غد - و سيأتي غد بما لا تعرفون - يأخذ الوالي من غيرها عمّالها على مساوئ أعمالها ، و تخرج له الأرض أفاليذ كبدها ، و تلقي إليه سلما مقاليدها ، فيريكم كيف عدل السّيرة ، و يحيي ميّت الكتاب و السّنّة . ( 2 ) [ بعضى از آن خطبه است ] تا كه قائم شود و برخيزد حرب به شما بر سختى و شدّت ، ظاهر شونده [ است ] دندان هاى آن [ حرب ] ، پر و بسيار [ باشد ] پستان هاى آن ، شيرين [ است ] شير دادن آن [ در بدايت ] ، تلخ زهره [ است ] سرانجام آن . ( 1 ) بدان و در فردا - و زود بود كه آيد فردا بدانچه نمى شناسيد - فرا گيرد و الى [ يى كه ] از غير آن [ طايفه باشد ] عمّال آن [ طايفه را ] بر بدى عمل هاى آن ، و بيرون آورد [ براى ] او زمين پاره‌هاى كنوز [ و ] گنج هاى آن را ، و اندازد به او به صلح كليدهاى آن ، پس بنمايد شما را كه چه گونه باشد سيرت و نهاد عد [ ل ] ، و زنده گرداند مردهء كتاب و سنّت و نهاد را . ( 2 )