منها : كأنّي به قد نعق بالشّام ، و فحص براياته في ضواحي كوفان ، فعطف عليها عطف الضّروس ، و فرش الأرض بالرّؤوس . ( 3 ) قد فغرت فاغرته ، و ثقلت في الأرض و طأته ، بعيد الجولة ، عظيم الصّولة . ( 4 ) و اللّه ليشرّدنّكم في أطراف الأرض حتّى لا يبقى منكم إلّا قليل ، كالكحل في العين ، فلا تزالون كذلك ، حتّى تؤوب إلى العرب عوازب أحلامها . ( 5 ) فالزموا السّنن القائمة ، و الآثار البيّنة ، و العهد القريب الّذي عليه باقي النّبوّة . و اعلموا أنّ [ بعضى ديگر از اين خطبه ] گويى كه من [ مى نگرم به آن مرد ، يعنى عبد الملك مروان ] بدرستى كه بانگ كرد به شام ، و وا پژوهيد به رايت هاى خود در نواحى هاى كوفان ، پس باز گرديد و برداشت بر آن چون برداشتن ناقهء دندان گير ، و بگسترانيد زمين را به سرهاء كشتگان . ( 3 ) بدرستى كه پهن شد پهن شوندهء او - دهن او - و گران شد در زمين پا سپردن [ او ] ، دور جولان بزرگ حمله . ( 4 ) بحقّ خدا هر آينه جدا گرداند شما را در كنارههاى زمين تا كه باقى نماند از شما مگر اندكى ، همچو سرمه در چشم ، پس هميشه باشد همچنين تا كه باز گردد با عرب دور شد [ هء ] عقل ها و خردها و تدبيرها . ( 5 ) پس لازم داريد نهادها و تقواى راست را ، و اثرها و نشانههاى روشن را ، و عهد نزديك را آنك بر او [ است ] باقى نبوّت [ و ] سنّت رسول ، [ و ] بدانيد بدرستى كه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣١٦