فارحم أنين الآنّة ، و حنين الحانّة اللّهمّ فارحم حيرتها في مذاهبها ، و أنينها في موالجها اللّهمّ خرجنا إليك حين اعتكرت علينا حدابير السّنين ، و أخلفتنا مخايل الجود ، فكنت الرّجاء للمبتئس ، و البلاغ للملتمس . ( 2 ) ندعوك حين قنط الأنام ، و منع الغمام ، و هلك السّوام ، ألّا تؤاخذنا بأعمالنا ، و لا تأخذنا بذنوبنا . و انشر علينا رحمتك بالسّحاب المنبعق ، و الرّبيع المغدق ، و النّبات المونق ، سحّا وابلا ، تحيي به ما قد مات ، و تردّ به ما قد فات . ( 3 ) اللّهمّ سقيا منك محيية مروية ، تامّة عامّة ، طيّبة مباركة ، هنيئة مريعة ، زاكيا نبتها ، ثامرا فرعها ، ناضرا ورقها ، تنعش بها الضّعيف من عبادك ، و تحيى بها خدا رحمت كن سرگشته شدن او را در جاى هاى رفتن او ، و نالهء او از در رفتن در موضع آن ، اى بار خداى بيرون آمديم ما به تو آن هنگام كه باز داشته شد زبر ما خشك شدن سال ها ، و خلاف كرد با ما مواضع گمان بردن باران ، پس بودى تو اميد [ براى ] نوميد شونده ، و رسانيدن [ براى ] التماس كننده .
( 2 ) مى خوانيم تو را آن هنگام [ كه ] نوميد شدند آفريدگان ، و باز داشتند [ از باريدن ] ابر [ هاى آسمان ] ، و هلاك شدند چرندگان ، كه فرانگيرى ما را به عمل هاى ما ، و فرانگيرى ما را به گناهان ما ، پراكنده كن بر ما رحمت خود را به ابرى آب ريزاننده ، و بهارى بسيار باران آورنده ، و گياه عجب آورنده ، باران بزرگ قطره ، زنده شود به او آنچه مرده شد ، و باز گردد به او آنچه فوت شد . ( 3 ) اى بار خدا طلب آب مى كنم از تو [ كه ] زنده كنندهء سيراب كننده [ باشد ] ، تمام كنندهء [ به همه وا رسنده ] ، پاكيزه كنند [ هء ] بركت دهنده ، گوارندهء فراخى آورنده ، افزاينده رستهء آن ، ميوه دهنده شاخ آن ، تازه كننده برگ آن ، بردارى به آن
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٦٥