تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
و بؤسا نزل . ( 9 ) و من عبرها أنّ المرء يشرف على أمله فيقتطعه حضور أجله . فلا أمل يدرك ، و لا مؤمّل يترك . فسبحان اللّه ما أغرّ سرورها و أظمأ ريّها و أضحى فيئها ( 10 ) لا جاء يردّ ، و لا ماض يرتدّ . فسبحان اللّه ، ما أقرب الحيّ من الميّت للحاقه به ، و أبعد الميّت من الحيّ لانقطاعه عنه ( 11 ) إنهّ ليس شيء بشرّ من الشّرّ إلّا عقابه ، و ليس شيء بخير من الخير إلّا ثوابه . و كلّ شيء من الدّنيا سماعه أعظم من عيانه ، و كلّ شيء من الآخرة عيانه أعظم من سماعه . فليكفكم من العيان السّماع . و من الغيب الخبر . ( 12 ) و اعلموا أنّ ما نقص من الدّنيا و زاد في الآخرة خير آمد . ( 9 ) و از عبرت هاى او [ آن است ] بدرستى كه مرد ديده ور مىشود بر اميد خود ، پس ببرد و باز كند آن را حاضر شدن اجل او ، پس نه اميد [ ى ] كه در يابند آن را ، و نه اميد داشته‌اى كه ترك كنند آن را ، پس بى عيب و پاكى تو خدا چه فريفته است شادى او ، و چه تشنه [ كننده ] است سيرابى او ، و در آفتاب رونده است سايهء او ( 10 ) نه آينده را رد كنند ، و نه گذرنده باز گردد ، پس پاكى و بى عيبى تو خدا چه نزديك شد زنده از مرده براى رسيدن او ، و چه دور است مرده از زنده براى منقطع شدن او از او ( 11 ) نيست چيزى بدتر از بد جز عقوبت او ، و نيست چيزى خير و بهتر از خير جز ثواب او ، و هر چيزى از دنيا شنيدن او بزرگ تر باشد از ديدن او ، و هر چيزى از آخرت ديدن او بزرگتر باشد از شنيدن آن ، [ پس ] بايد كه بس باشد شما را از ديدن [ آخرت به ] شنيدن [ آن ] ، و از ناپيدا [ به ] خبر . ( 12 ) و بدانيد كه آنچه نقصان شد از دنيا و زيادت شد