سمام ، و أسبابها رمام حيّها بعرض موت ، و صحيحها بعرض سقم ملكها مسلوب ، و عزيز [ ها ] مغلوب ، و موفورها منكوب ، و جارها محروب . ( 9 ) ألستم في مساكن من كان قبلكم أطول أعمارا ، و أبقى آثارا ، و أبعد آمالا ، و أعدّ عديدا ، و أكثف جنودا تعبّدوا للدّنيا أيّ تعبّد ، و آثروها أيّ إيثار ، ثمّ ظعنوا عنها به غير زاد مبلّغ و لا ظهر قاطع . ( 10 ) فهل بلغكم أنّ الدّنيا سخت لهم نفسا بفدية ، أو أعانتهم بمعونة ، أو أحسنت صحبة بل أرهقتهم بالقوادح ، و أوهنتهم بالقوارع ، و ضعضعتهم بالنّوائب ، و عفّرتهم للمناخر ، و وطئتهم بالمناسم ، و أعانت عليهم « ريب المنون » .
فقد رأيتم تنكّرها رسن هاى او پوسيده است ، زندهء او در معرض مرگ است ، و تن درست او در معرض بيمارى و رنج است ، و پادشاهى او ربوده ، و عزيز و بى همتاى او غلبه كرده ، و بسيار مال او بگرديده از حال ، و همسايهء او ربوده مال . ( 9 ) اى نيستيد شما در آرام گاه آن كسى كه بود پيش از شما درازتر عمرها ، و باقى تر اثرها ، و دور تر ، و بيشتر شمارها ، و انبوهتر لشكرها بندگى كردند مر دنيا را چه بندگى كردنى ، و اختيار كردند او را چه برگزيدنى ، پس كوچ كردند از او به غير توشه [ اى ] به منزلت رساننده ، و نه مركبى ببرنده را . ( 10 ) پس هست رسيد به شما بدرستى كه دنيا بخشش و سخاوت كرد با ايشان يك نفس به بدلى ، يا يارى كرد با ايشان به يارى كردنى ، يا نيكوئى كرد به صحبتى بلكه در رسانيد ايشان را به مصيبت ها و كارهاى گران ، و سست گردانيد ايشان را به محنت ها و كوبندهها ، و ويران كرد ايشان را به حوادث و مصيبت ها ، و به خاك وا دوسانيد ايشان را به بينى ها ، و به پاى بسپرد ايشان را به سم ّها ، و يارى داد بر ايشان حوادث روزگار [ و ] مرگ را ، بدرستى ديديد شما بگرديدن [ او ] از حال مر
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٥٣