تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
فالأرض لكم شاغرة ، و أيديكم فيها مبسوطة ، و أيدي القادة عنكم مكفوفة ، و سيوفهم عنكم مقبوضة . ( 3 ) ألا إنّ لكلّ دم ثائرا ، و لكلّ حقّ طالبا . و إنّ الثّائر في دمائنا كالحاكم في حقّ نفسه ، و هو اللّه الّذي لا يعجزه من طلب ، و لا يفوته من هرب . ( 4 ) فأقسم باللهّ يا بني أميّة ، عمّا قليل لتعرفنّها في أيدي غيركم و في دار عدوّكم . ( 5 ) ألا إنّ أبصر الأبصار ما نفذ في الخير طرفه ألا إنّ أسمع الأسماع ما وعى التّذكير قلبه ( 6 ) أيّها النّاس ، استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متّعظ ، و امتاحوا و دست هاى سرهنگان از شما باز داشته ، و شمشيرهاى ايشان از شما فرا گرفته . ( 3 ) بدان بدرستى كه هر خونى [ را ] كينه جوينده [ اى است ] و هر حقّى را جوينده‌اى ، و بدرستى كه كينه جوينده در خون هاى ما همچو حاكم است در حقّ نفس خود ، و اوست خداى آنك از پيش نگذرد او را هر كه [ را ] طلب كرد ، و فوت نشود و در نگذرد [ او را ] هر كه بگريخت . ( 4 ) پس سوگند مى خورم به خدا اى بنى اميهّ از زمان اندك هر آينه بشناسى آن را در دست هاى غير شما ، و در سراى دشمن شما [ است ] ( 5 ) بدان بدرستى [ كه ] بيناترين بينائى ها آنچه گذران باشد [ و نفوذ كند ] در خير چشم او ، بدان كه شنواترين گوش ها آن كه نگهدارد پند را دل او . ( 6 ) اى مردمان در صبح شويد از روشنى چراغ واعظى پند گيرنده ، و آب بكشيد از چشمهء صافى بدرستى كه صافى گردانيده‌اند از تيرگى . ( 7 ) بندگان خدا