104 - و من خطبة له عليه السلام
حتّى بعث اللّه محمّدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، شهيدا ، و بشيرا ، و نذيرا ، خير البريّة طفلا ، و أنجبها كهلا ، أطهر المطهّرين شيمة ، و أجود المستمطرين ديمة . ( 1 ) فما احلولت الدّنيا لكم في لذّاتها ، و لا تمكّنتم من رضاع أخلافها إلّا من بعد [ ه ] صادفتموها جائلا خطامها ، قلقا وضينها ، قد صار حرامها عند أقوام بمنزلة السّدر المخضود ، و حلالها بعيدا غير موجود ، و صادفتموها ، و اللّه ، ظلّا ممدودا إلى أجل معدود . ( 2 ) 104 - [ و از خطبههاى آن حضرت - عليه السلام - است ] تا كه بفرستاد خدا محمّد را - صلعم - گواه و بشارت دهنده ، و بيم كننده ، بهترين آفريدگان [ بود ] از روى طفلى ، و برگزيد او را به كهوليّت - سى و سه سالگى - پاكيزهترين پاكان به عادت و خوى او ، و سخى ترين سؤال خواستگان به نفع و فايده . ( 1 ) پس شيرين نشد دنيا مر شما را در لذتّ هاى او ، و توانا نشدهايد شما از شير خوردن پستان هاى او ، مگر از پس او - صلعم - يافتيد شما دنيا جولان كننده مهار آن ، [ و ] بى آرام تنگ آن ، بدرستى كه گشت حرام آن به نزديك گروهانى به منزلت سدر خار باز كرده ، و حلال آن دور است نه موجود ، و يافتيد شما دنيا را - و بحقّ خدا - سايهء كشيده وا اجل شمرده [ كه زمان انقضاء عمر است ] . ( 2 ) پس زمين شما را منقاد شده ، و دست هاى شما در او گسترده ،