لمن استضاء به ، و فهما لمن عقل ، و لبّا لمن تدبّر ، و آية لمن توسّم ، و تبصرة لمن عزم ، و عبرة لمن اتّعظ ، و نجاة لمن صدّق ، و ثقة لمن توكّل ، و راحة لمن فوّض ، و جنّة لمن صبر . ( 2 ) فهو أبلج المناهج و أوضح الولائج ، مشرف المنار ، مشرق الجوادّ ، مضيء المصابيح ، كريم المضمار . رفيع الغاية ، جامع الحلبة ، متنافس السّبقة ، شريف الفرسان . ( 3 ) التّصديق منهاجه ، و الصّالحات مناره ، و الموت غايته ، و الدّنيا مضماره . و القيامة حلبته ، و الجنّة سبقته . ( 4 ) طلب روشنى كرد به دو ، و فهم مر آن كس را كه دريافت ، و خرد مر آن كس را كه انديشه كرد ، و نشان مر آن كس را كه نشان جويد ، و بينا شد [ ن ] مر آن كس را كه دل بنهد و عبرتى براى آن كس كه متّعظ شود ، و رستگارى مر آن كس را كه تصديق كند ، و اعتماد مر آن كس را كه توكّل كند ، و راحت مر آن كس را كه كار وا گذاشت [ به خدا ] ، و سپر براى آن كه صبر كند . ( 2 ) پس او گشادهترين راهها است ، و روشن ترين دوستى خالص ، بلند كنندهء جاى نشان ، روشن كنندهء راهها ، روشن كنندهء چراغها ، بزرگ [ است ] ميدان [ او ] ، بلند و رفيع [ است ] غايت و نهايت او ، جمع كنندهء اسبان براى مسابقت رغبت كرده در او ، يعنى بهشت ، [ و ] بزرگ [ است ] سواران [ او ] ( 3 ) باور داشتن راه ، و نيكو كارى نشان او ، و مرگ نهايت اسلام ، و دنيا ميدان او ، و قيامت اسبان مسابقهء او ، و بهشت پيشى گرفتن او . ( 4 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٣١