مجاز طريقه ، و بموضع الشّجا من مساغ ريقه . ( 1 ) أما و الّذي نفسي بيده ، ليظهرنّ هؤلاء القوم عليكم ، ليس لأنّهم أولى بالحقّ منكم ، و لكن لإسراعهم إلى باطل صاحبهم ، و إبطائكم عن حقّي . و لقد أصبحت الأمم تخاف ظلم رعاتها ، و أصبحت أخاف ظلم رعيّتي ( 2 ) استنفرتكم للجهاد فلم تنفروا و أسمعتكم فلم تسمعوا ، و دعوتكم سرّا و جهرا فلم تستجيبوا و نصحت لكم فلم تقبلوا . ( 3 ) شهود كغيّاب ، و عبيد كأرباب أتلو عليكم الحكم فتنفرون منها ، و أعظكم بالموعظة البالغة فتفرّقون عنها ، و أحثّكم على جهاد جاى نگهبانان بر گذ [ ر ] گاه راه او ، و به جايگاه اندوه و گلو گرفتن از جاى گذشت آب دهن او . ( 1 ) بدان و بحقّ آن خداى كه نفس من به دست اوست كه غلبه كنند اين گروه بنى اميهّ بر شما ، نيست كه ايشان اولى تر باشند به حق از شما ، و ليكن براى شتاب كردن ايشان وا باطل صاحب ايشان ، و درنگ كردن شما از حقّ من ، و بدرستى كه گشتند امتّ ها كه مى ترسيدند [ از ] ظلم و ستم حكامّ [ شان ] ، و گشتم من كه مى ترسم [ از ] ظلم رعيّت خود . ( 2 ) طلب غزو كردم شما را براى جهاد پس غزا نكرديد ، و بشنوانيدم شما را پس نشنيديد ، و بخواندم شما را پنهان و آشكارا پس نكرديد اجابت ، و نصيحت گفتم مر شما را پس قبول نكرديد . ( 3 ) گواهانيد شما همچو غايبان ، و بندگانى همچو خداوندانى ، مى خوانم بر شما حكمت را پس مى رميد شما از آن ، و پند مى دهم شما را به موعظهء تمام پس جدا مىشويد از آن ، و بر مى افژولم شما را بر جهاد كردن اهل بغى و ستم پس نمى آيم بر
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٠٨