و لا سلبتهم الحيرة ما لاق من معرفته بضمائرهم ، و ما سكن من عظمته و هيبة جلاله في أثناء صدورهم ، و لم تطمع فيهم الوساوس فتقترع برينها على فكرهم .
( 32 ) منهم من هو في خلق الغمام الدّلّح ، و في عظم الجبال الشّمّخ ، و في قترة الظّلام الأيّهم ، و منهم من قد خرقت أقدامهم تخوم الأرض السّفلى ، فهي كرايات بيض قد نفذت في مخارق الهواء ، و تحتها ريح هفّافة تحبسها على حيث انتهت من الحدود المتناهية . ( 33 ) قد استفرغتهم أشغال عبادته ، و وسّلت حقائق الإيمان بينهم و بين معرفته ، و قطعهم است ، و نر بود از ايشان سرگشتى آنچه رسيد از معرفت او - خدا - به ضميرهاى ايشان ، و آرام گرفت از بزرگى او و چه گونگى و هيبت بزرگى او در ميان سينههاى ايشان ، و طمع نكرد در ايشان انديشههاى بد در دل ايشان تا اختيار كند به غالب وا شدن و ميل آن بر دل هاى ايشان . ( 32 ) و از ايشان كسى هست كه او در آفرينش [ چون ] ميغى گران ، و در بزرگى [ چون ] كوههاى بلند ، و در سياهى [ چون ] شب سخت سياه ، و از ايشان كس هست كه بكوفت قدم هاى ايشان نهايت زمين فروتر [ را ] ، پس آن قدم ها همچون علم هاى سفيد است ، بدرستى كه بيرون شد در شكاف هاى هوا ، و زير آن [ قدم ها ] بادى است شتاب كننده كه باز دارد آن [ ها ] را بر آن جا كه رسد از حدها به نهايت . ( 33 ) بدرستى كه فارغ كرد ايشان را [ از هر كار ] مشغولى عبادت او ، و نزديك گردانيد حقيقت هاى ايمان ميان ايشان و ميان
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٨٤