و قدّر مسيرهما في مدارج درجهما ، ليميّز بين اللّيل و النّهار بهما ، و ليعلم عدد السّنين و الحساب بمقاديرهما . ( 25 ) ثمّ علّق في جوّها فلكها ، و ناط بها زينتها ، من خفيّات دراريّها و مصابيح كواكبها ، و رمى مسترقي السّمع بثواقب شهبها ، و أجراها على إذلال تسخيرها من ثبات ثابتها ، و مسير سائرها ، و هبوطها و صعودها ، و نحوسها و سعودها . ( 26 ) رفتن ايشان را در راههاى درجههاى ايشان ، تا جدا گرداند ميان شب و روز به ايشان ، و تا بدانند شمار سال ها و حساب به مقدارهاى ايشان . ( 25 ) پس معلّق بداشت در هواء آن آسمان آن را ، و در آويخت به آن زينت آن را ، از پنهانى هاى ستارگان بزرگ و روشن آن را ، و چراغ هاى ستارگان آن ، و انداخت دزديده گوش دارندگان را به افروزندههاى ستارگان روشن او ، و روان كرد ايشان را بر راههاى رام كردن آن ، از استادن ثابت آن ، و جاى رفتن روندگان ، و فرو افتادن آن و بالا رفتن [ آن ] ، و نحس هاى آن و سعدهاى آن . ( 26 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٨١