منها :
قدّر ما خلق فأحكم تقديره ، و دبرّه فألطف تدبيره ، و وجهّه لوجهته فلم يتعدّ به حدود منزلته ، و لم يقصر دون الانتهاء إلى غايته ، و لم يستصعب إذ أمر بالمضيّ على إرادته ، و كيف و إنّما صدرت الأمور عن مشيتّه ( 20 ) المنشئ أصناف الأشياء بلا رويّة فكر آل إليها ، و لا قريحة غريزة أضمر اليها ، و لا تجربة أفادها من حوادث الدّهور ، و لا شريك أعانه على ابتداع عجائب [ بخش ديگر از اين خطبه چنين است ] تقدير كرد آنچه بيافريد او پس استوار كرد اندازهء آن را ، و تدبير كرد او را پس او لطف كرد [ از روى حكمت ] تدبير آن را ، و رو فرا كرد آن [ آفريده ] را براى مقصود آن ، پس تعدّى نكرد به آن [ مقصود از ] حدهاى منزلت او ، و عاجز نشد و نماند [ آن مخلوق ] پيش [ از ] رسيدن وا نهايت خود ، [ تا لازم نيايد تغيير در علم او سبحانه ] ، و دشوار نشد چون بفرمود به گذشتن بر ارادت او - خدا ، و چه گونه دشوار باشد و بدرستى كه صادر شد كارها از ارادت و خواهش او [ سبحانه ] ( 20 ) او است آفرينندهء انواع چيزها ، بى انديشهء فكرت كه باز گردد به آن ، و نه نتيجهء طبيعى كه ببندد ضمير به آن ، و نه آزمايشى كه فايده گيرد به آن از حادثهها [ ى ]