تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و هي تجوب مهاوي سدف الغيوب ، متخلّصة إليه - سبحانه . ( 12 ) فرجعت إذ جبهت معترفة بأنهّ لا ينال بجور الاعتساف كنه معرفته ، و لا تخطر ببال أولي الرّويّات خاطرة من تقدير جلال عزتّه . ( 13 ) الّذي ابتدع الخلق على غير مثال امتثله ، و لا مقدار احتذى عليه ، من خالق معبود كان قبله . ( 14 ) و أرانا من ملكوت قدرته ، و عجائب ما نطقت به آثار حكمته ، و اعتراف الحاجة من الخلق إلى أن يقيمها بمساك قوتّه . ( 15 ) ما دلّنا باضطرار قيام الحجّة جوينده‌اند ] به او ، تعالى . ( 12 ) پس بازگرديد [ ند ] عقل ها چون به رو باز زنند ، اقرار كرد [ ه ] به آنك نيابند او را - به گشتن از راه [ و ] رفتن بى راه - حقيقت معرفت او ، و در نيايد به دل خداوندان انديشه‌ها در خاطر آينده [ اى ] از اندازه بديد كردن بزرگى عزّت او . ( 13 ) آن خدايى كه نو چيزى آورد آفريدگان را بر غير مانند [ ى ] كه مثال گرفته باشد آن را ، و بى اندازه [ اى ] كه پى برده باشد بر آن از خالقى و آفريدگار عبادت كرده كه بوده باشد پيش از او . ( 14 ) و فرا نمود ما را از پادشاهى قدرت او ، و [ از ] عجايب آنچه سخن گفت بدان نشانه‌هاى حكمت او ، و معترف شد [ ن به ] حاجت از خلق وا آنكه بردارد آن حاجت را به نگاه دارندهء قوّت خود . ( 15 ) آنچه دلالت كرد ما را به بيچاره گردانيدن قيام حجّت - از عجايب ملكوت - بر معرفت او تعالى ، و ظاهر شد در آفريننده‌ها - آنك نو آورد آن را -