و وشّج بينها و بين أزواجها ، و ذلّل للهابطين بأمره ، و الصّاعدين بأعمال خلقه ، حزونة معراجها . ( 23 ) و ناداها بعد إذ هي دخان ، فالتحمت عرى أشراجها ، و فتق بعد الارتتاق صوامت أبوابها ، و أقام رصدا من الشّهب الثّواقب على نقابها ، و أمسكها من أن تمور في خرق الهواء بأيده ، و أمرها أن تقف مستسلمة لأمره . ( 24 ) و جعل شمسها آية مبصرة لنهارها ، و قمرها آية ممحوّة من ليلها ، و أجراهما في مناقل مجراهما ، گشادگى آن ، و به هم آورد ميان او و ميان مانند [ ها ] و انواع آن ، و رام كرد - مر فرو آيندگان را به فرمان او ، و بالا روندگان به اعمال خلق - درشتى نردبان آن را ( 23 ) و آواز داد آن [ آسمان ] را بعد از آن كه او بود دودها ، پس در هم گرفت بندنهء بندهاى آن [ را ] ، و بگشود پس از بستگى محكمات درهاى آن را ، و بر پاى كرد نگهبان از ستارگان افروزنده بر روى آن آسمان ها ، و نگهداشت آن را از آنكه بگردد ، بيايد و برود در شكاف هوا به قوّت خود ، و امر كرد او را به آنك باستد گردن نهنده فرمان او را . ( 24 ) [ و ] بكرد آفتاب آن آسمان را نشانى روشن براى روز آن ، و ماه آن آسمان ها را نشانى - [ كه ] سترده [ شده است ] نور او - از شب آن ، و روان كرد ايشان را در جاى ها [ ى ] نقل و جاى هاى رفتن ايشان ، و اندازه كرد جاى
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٨٠