و نحلوك حلية المخلوقين بأوهامهم ، و جزّأوك تجزئة المجسّمات بخواطرهم ، [ و ] قدّروك على الخلقة المختلفة القوى ، بقرائح عقولهم . ( 18 ) فأشهد أنّ من ساواك بشيء من خلقك فقد عدل بك ، و العادل بك كافر بما تنزّلت به محكمات آياتك ، و نطقت عنه شواهد حجج بيّناتك ، و إنّك أنت اللّه الّذي لم تتناه في العقول ، فتكون في مهبّ فكرها مكيّفا ، و لا في رويّات خواطرها فتكون محدودا مصرّفا . ( 19 ) تشبيه دادند تو را به بتان ايشان ، و دادند تو را نشان و علامت آفريدگان به وهم هاء ايشا [ ن ] ، و متجزّى كردند تو را چون جزء كردن مجسّمات به خاطرهاى ايشان ، [ و ] تقدير كردند تو را بر خلقت و آفرينش مختلف قوتّ ها به نتايج عقل هاى ايشان . ( 18 ) پس گواهى مى دهم بدرستى كه هر كس كه مساوى و برابر كند تو را به چيزى از خلق تو بدرستى كه بگرديد به تو ، و گردندهء به تو كافر است بدانچه فرود آمد بدان ، محكمات آيت هاى تو و سخن گفت از او گواهى هاى حجتّ هاى روشن تو ، و بدرستى كه تو [ يى ] تو آن خداى [ كه ] به نهايت نرسيده در عقل ها ، تا باشى در جاى جستن فكر آن عقول كيفيّت بديد كرده ، و نه در انديشههاى خاطرها [ ى ] عقول حد بديد كرده ، [ و ] باز گردانيده [ شده از حالى به حالى ] . ( 19 )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٧٧