إلّا أمّها ، و لا مظنّة إلّا قصدها ، قد أمكن الكتاب من زمامه ، فهو قائده و إمامه ، يحلّ حيث حلّ ثقله ، و ينزل حيث كان منزله . ( 9 ) و آخر قد يسمّى عالما و ليس به ، فاقتبس جهائل من جهّال ، و أضاليل من ضلّال ، و نصب للنّاس أشراكا من حبال غرور ، و قول زور ( 10 ) قد حمل الكتاب على آرائه ، و عطف الحقّ على أهوائه ، يؤمن [ النّاس ] من العظائم ، و يهوّن كبير الجرائم ، يقول : أقف عند الشّبهات ، و فيها وقع ، و يقول : أعتزل البدع ، و بينها اضطجع . ( 11 ) فالصّورة صورة إنسان ، و القلب قلب حيوان ، لا يعرف باب الهدى آن ، و دست ندارد براى نيكوئى نهايتى مگر [ كه ] قصد [ كند ] آن [ را ] ، و نه جاى گمان بردنى مگر كه قصد [ كند ] آن [ را ] ، بدرستى كه تمكين داد كتاب خدا را از مهار او ، پس آن كتاب كشندهء او و پيشواى او ، و فرود آيد او هر كجا كه فرود آيد [ بار و بنهء او ] ، و فرو آورد هر كجا كه باشد جاى فرو آمدن او . ( 9 ) و بندهء ديگر كه به تكلّف نام نهاد نفس خود را عالم و نيست به آن ، پس فرا گرفت جهالت ها از نادانان ، و گمراهى و بى راه گردانيدن از گمراه كنندگان ، و بر پاى كرد از براى مردمان دام ها از ريسمان ها و دام هاى فريفتگى و گفتار دروغ . ( 10 ) بدرستى كه برداشت كتاب خدا را بر راى هاى خود ، و باز گردانيد حقّ را بر مراد خود ، ايمن گرداند [ مردمان را ] از كارهاى بزرگ ، و آسان گرداند گناهان بزرگ [ را ] ، گويد : كه مى ايستم نزديك شبهات و مشكلات و در او افتاد [ ه ] ، و مى گويد : دورى مى كنم بدعت ها را و ميان آن خفته است .
( 11 ) پس صورت او صورت انسان است ، و دل او
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٦١