تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
[ و منها ] : حتّى يظنّ الظّانّ أنّ الدّنيا معقولة على بني أميّة ، تمنحهم درّها ، و توردهم صفوها ، و لا يرفع عن هذه الأمّة سوطها و لا سيفها ، و كذب الظّانّ لذلك . ( 18 ) بل هي مجّة من لذيذ العيش يتطعّمونها برهة ، ثمّ يلفظونها جملة ( 19 )

87 - و من خطبة له عليه السلام

أمّا بعد ، فإنّ الله سبحانه لم يقصم جبّاري دهر قطّ إلّا بعد تمهيل [ و در بخشى از اين خطبه گويد ] تا كه گمان برد گمان برنده‌اى بدرستى كه دنيا باز داشته است و سخت شده بر بنو اميهّ ، كه مىدهد به ايشان نفع و خير آن را ، و وارد مىكند ايشان را به صفاى آن ، و بر ندارند از اين امّت تازيانهء او و نه شمشير او ، و دروغ گفت گمان برنده براى آن . ( 18 ) بلكه آن مكيدنى [ يى ] است از خوشى هاى عيش كه طعمه سازند و بچشند آن را زمانى اندك ، پس ايشان از [ د ] هن بيندازند آن را همهء آن را . ( 19 ) 87 - [ و از خطبه‌هاى آن حضرت - عليه السلام - است ] پس از حمد و ثناء خداى تعالى ، بدرستى كه خداى تعالى هلاك نكرد و نشكست گردن كشان روزگار را هرگز ، الّا پس از مهلت دادن و آسايش ، و باز نبست [ و به صلاح