و أبلت النّواهك جدتّه ، و عفت العواصف آثاره ، و محا الحدثان معالمه ، و صارت الأجساد شحبة بعد بضّتها ، و العظام نخرة بعد قوّتها ، و الأرواح مرتهنة بثقل أعبائها ، موقنة بغيب أنبائها ، لا تستزاد من صالح عملها ، و لا تستعتب من سيّيء زللها . ( 23 ) أو لستم أبناء القوم و الآباء ، و إخوانهم و الأقرباء تحتذون أمثلتهم ، و تركبون قذّتهم ، و تطؤون جادّتهم . ( 24 ) فالقلوب قاسية عن حظّها ، لاهية عن رشدها ، سالكة كنند [ ه ] ها نوى او را ، و نابديد كرد بادهاء سخت جهند [ ه ] اثرهاى او را ، و بسترد حوادث جاى نشان او را ، و گشت تن ها رنگ بگرديده پس از طراوت و تازگى ، و استخوانها پوسيده و سست شده بعد از قوّت آن ، و جان ها گرو كرده به گرانى بارهاى آن ، يقين [ كننده ] به نا پيدا [ يى ] خبرهاى آن ، و زايد كردن نخواهند از او از نيكوئى عمل او ، و آشتى كردن نخواهند از بدى گناه وى . ( 23 ) اى نيستيد شما پسران آن قوم و پدران ايشان ، و برادران ايشان و خويشاوندان ، پى مى بريد در مثل هاى ايشان [ در ] فريفته [ شدن ] به دنيا ، و مى نشينيد طريقه و نهاد ايشان ، و به پاى مى سپريد راه روشن ايشان را . ( 24 ) پس دل ها سخت شده است از بهرهء خود ، غافل شده از راه راست خود ، رونده در غير ميدان او ، گويى كه [ آنچه ] خواسته [ اند ] - به تكليف و طاعت - [ از ] غير او است ، و گويى كه راه راست در
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٤٤