تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
التي وصفنا - زوائد من الفصاحة لا يقوم بها لسان ، و لا يطلع فجها إنسان ، و لا يعرف ما أقوله إلا من ضرب في هذه الصناعة به حق ، و جرى فيها على عرق « و ما يعقلها إلا العالمون » .

و من هذه الخطبة

شغل من الجنّة و النّار أمامه ساع سريع نجا ، و طالب بطيء رجا ، و مقصّر في النّار تردّى . ( 8 ) اليمين و الشّمال مضلّة ، و الطّريق الوسطى هي الجادّة ، عليها باقي الكتاب و آثار النّبوّة ، و منها منفذ السّنّة ، و إليها مصير العاقبة . ( 9 ) هلك من ادّعى ، و خاب من افترى . من أبدى از بهرهء عجب به آن ، و در او - وا حال آن كه صفت كرديم ما - زيادتها [ يى ] از فصاحت [ است ] ، كه قيام ننمايد به آن زبان ، و ديده‌ور نشود راه آن را آدميان ، و نشناسد آنچه مى گويم او را مگر آن كسى كه نفع گرفته باشد در اين صناعت به حق ، و ميراث يافته باشد [ به حق ] و جارى شده باشد در آن بر اصلى ، و در نيابد آن را مگر دانايان . [ و در بعضى از اين خطبه مى فرمايد ] مشغول كردند كسى را كه بهشت و دوزخ پيش اوست ، سعى كنندهء بشتاب نجات يافت ، و جويندهء درنگى كننده اميد داشت ، و تقصير كننده در دوزخ در افتاد . ( 8 ) جانب راست و چپ موضع گمراهى است ، و راه ميانى آن جاده است كه بر آن است باقى كتاب و خبرهاى پيغمبرى ، و آن جا است جاى روانى شريعت و با اوست بازگشت عاقبت . ( 9 ) هلاك شد هر كه دعوى كرد ، و بى بهره گشت آنك دروغ بست . هر كه آشكارا كند روى خود را براى