كذبة ، و لقد نبّئت بهذا المقام و هذا اليوم . ( 4 ) ألا و إنّ الخطايا خيل شمس حمل عليها أهلها ، و خلعت لجمها ، فتقحّمت بهم في النّار . ( 5 ) ألا و إنّ التّقوى مطايا ذلل ، حمل عليها أهلها ، و أعطوا أزمّتها ، فأوردتهم الجنّة . ( 6 ) حقّ و باطل ، و لكلّ أهل ، فلئن أمر الباطل لقديما فعل ، و لئن قلّ الحقّ لربّما و لعلّ ، و لقلّما أدبر شيء فأقبل . ( 7 ) [ قال السيد الرضىّ رضىّ اللّه عنه ] : و أقول : إن في هذا الكلام الأدنى من مواقع الإحسان ما لا يبلغه مواقع الاستحسان ، و ان حظ ، العجب منه أكثر من حظ العجب به . و فيه - مع الحال نپوشيدم نشانى و اثرى از حقّ ، و دروغ نگفتم دروغ گفتنى ، و بدرستى كه خبر دادند مرا به اين مقام و به اين روز . ( 4 ) بدان و بدرستى كه گناه [ چون ] اسبانى باشد كه نتوان بر نشستن ، كه برداشته شد بر آن اهل آن را ، و كشيده شد لگام هاى آن را ، پس درآورد ايشان را در هلاكت . ( 5 ) بدان و بدرستى كه پرهيزگارى پشت هاى رام است كه برداشتند بر آن اهل آن را ، و بدادند ايشان را مهار آن را ، پس وارد شدند ايشان در بهشت . ( 6 ) تقوا كه حق است ، خطايا و آن باطل است و هر يكى را سزاوار [ ى ] است ، پس اگر بسيار گردد باطل [ هر آينه ] هميشه كرد [ ها ] ند باطل را . و اگر اندك شد حق بسا كه باز گردد و بسيار شو [ د ] حق ، كه دولت باز گردد ، و اندك باشد آنچه پشت فرو كرد كه روى آورد . ( 7 ) [ گفت سيد رضى كه خدا از او خشنود باد ] : و مى گويم من بدرستى در اين سخن اندك از جايهاى نيكويى كردن [ است ] ، آنچه نرسد به او جاى هاى نيكو شمردن ، و بدرستى كه بهرهء عجب از او بيشتر باشد
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٨