16 - و من كلام له عليه السلام لما بويع بالمدينة
القسم الأول من الخطبة
ذمّتي بما أقول رهينة ، و أنا به زعيم ، إنّ من صرّحت له العبر عمّا بين يديه من المثلات ، حجزه التّقوى عن تقحّم الشّبهات ( 1 ) ألا و إنّ بليّتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث اللّه نبيهّ . و الّذي بعثه بالحقّ لتبلبلنّ بلبلة ، و لتغربلنّ غربلة ، و لتساطنّ سوط القدر . ( 2 ) حتّى يعود أسفلكم أعلاكم ، و أعلاكم أسفلكم ، و ليسبقنّ سابقون كانوا قصّروا ، و ليقصّرنّ سبّاقون كانوا سبقوا . ( 3 ) و اللّه ما كتمت وشمة ، و لا كذبت 16 - [ و از سخنان آن حضرت است ] آن گاه كه بيعت كردند به مدينه در ذمّت من است به آنچه گويم من گرو كرده ، و من بدان ضامنم ، بدرستى كه هر كه ظاهر و روشن شد مر او را عبرت از آنچه ميان هر دو دست اوست از عقوبت ها ، باز دارد او را پرهيزگارى از در شدن نفس در تهلكه و شبهات . ( 1 ) بدان و بدرستى كه امتحان شما بدرستى كه باز گرديد چون صورت آن روز كه بفرستاد خدا پيغمبر خود را . و به حقّ آن كه بفرستاد او را به حق ، هر آينه در حركت و وسوسه آرند [ شما را ] وسوسه كردنى ، و هر آينه در غربال كنند و هلاك كنند [ شما را ] هلاك كردنى ، و هر آينه بياميزند [ شما را ] چون آميختن ديگ در وقت چوشيد [ ن ] . ( 2 ) تا كه باز گردد فروترين شما به بالاترين شما ، و بالاى شما به زير شما ، و هر آينه پيشى گيرند پيشى گيرندگان [ كه ] بودند تقصير [ مى ] كردند ، و هر آينه باز ايستند پيشى گيرندگان كه بودند پيشى مى گرفتند . ( 3 ) و به خدا كه