تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
نرعد حتّى نوقع ، و لا نسيل حتّى نمطر .

10 - و من خطبه له عليه السلام

ألا و إنّ الشّيطان قد جمع حزبه ، و استجلب خيله و رجله ، و إنّ معي لبصيرتي : ما لبّست على نفسي ، و لا لبّس عليّ . و ايم اللّه لأفرطنّ لهم حوضا أنا ماتحه لا يصدون عنه ، و لا يعودون إليه . بد دلى كردن [ ايشان ] ، و نيستيم ما كه ترسانيم تا كه واقع نياوريم ، و سيلان نكنيم تا كه نباريم . 10 - [ و از خطبه‌هاى آن حضرت - عليه السلام - است ] بدان و بدرستى كه ديو بدرستى كه جمع كرد گروه خود را ، و طلب فراهم آوردن كرد سواران و پيادگان خود را ، و بدرستى كه وا من است معرفت من ، نپوشيدم حق را بر نفس خود ، و نپوشيدند بر من ، و سوگند مى خورم به خدا كه هر آينه پر كنم براى شما حوضى كه من كشندهء آن باشم ، و باز نگردند از او بلكه هلاك شوند و عود نكنند با او .