7 - و من خطبة له عليه السلام
اتّخذوا الشّيطان لأمرهم ملاكا ، و اتّخذهم له أشراكا ، فباض و فرّخ في صدورهم ، و دبّ و درج في حجورهم ، فنظر بأعينهم ، و نطق بألسنتهم . ( 1 ) فركب بهم الزّلل ، و زيّن لهم الخطل ، فعل من [ قد ] شركه الشّيطان في سلطانه ، و نطق بالباطل على لسانه . ( 2 ) 7 - [ و از خطبههاى آن حضرت - عليه السلام - است ] فرا گرفتند ديو را براى كار ايشان مالك و معتمد و مدبّر ، و فرا گرفتند ايشان مر او را شريكان و دام ها . پس بيضه نهاد و بچهّ بيرون آورد در سينههاى ايشان ، و بخيزيد و قرار گرفت در كنارهاى ايشان . پس نظر كرد با چشمهاى ايشان ، و سخن گفت به زبان هاى ايشان . ( 1 ) پس مرتكب شد به ايشان خطا و بلغزيدن ، و بياراست مر ايشان را افساد ، و تباهى كردن كسى كه شريك باشد او را شيطان در پادشاهى او ، و سخن گفت به باطل بر زبان او . ( 2 )