فيا عجبا بينا هو يستقيلها في حياته إذ عقدها لآخر بعد وفاته - لشدّ ما تشطّرا ضرعيها - فصيّرها في حوزة خشناء يغلظ كلمها ، و يخشن مسّها ، و يكثر العثار فيها ، و الاعتذار منها . ( 5 ) فصاحبها كراكب الصّعبة إن أشنق لها خرم ، و إن أسلس لها تقحّم ، فمني النّاس - لعمر اللّه - بخبط و شماس ، و تلوّن و اعتراض . ( 6 ) فصبرت على طول المدّة ، و شدّة المحنة ، حتّى اى عجب كه ميان آنكه او طلب اقاله مى كرد در زندگانى خود ، آن گه كه ببست آن خلافت را براى ديگرى بعد از وفات خود ، هر آينه سخت است آنچه قسمت كردند دو پستان خلافت را ، پس گردانيد او را در جانب درشت ، كه درشت بود و ستبر جراحت او ، و درشت بود بسودن او ، و بسيار باشد به سرآمدن در او و عذر آوردن از آن .
( 5 ) پس خداوند آن خلافت همچو برنشينندهء اشتر كرهّ است رام نكرده ، اگر بردارد مر او را ببرّد بينى او را ، و اگر نرم گرداند مر او را بيفتد در هلاكت ، پس مبتلا كردند مردم را - به جان و زندگانى خدا - به پاى كوفتن ( 4 ) ، و پشت زدن و رميدن ، و رنگ ها نمودن ، و در معرض آمدن . ( 6 ) پس صبر كردم بر درازى مدّت ، و سختى محنت ، تا كه چون بگذشت [ عمر ] به راه خود ، و گردانيد [ آن
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢١