فطر الخلائق بقدرته ، و نشر الرّياح برحمته ، و وتّد بالصّخور ميدان أرضه أوّل الدّين معرفته ، و كمال معرفته التّصديق به ، و كمال التّصديق به توحيده ، و كمال توحيده الإخلاص له ، و كمال الإخلاص له نفي الصّفات عنه ، لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف ، و شهادة كلّ موصوف أنهّ غير الصّفة ( 2 ) فمن وصف اللّه سبحانه و تعالى فقد قرنه ، و من قرنه فقد ثناّه ، و من ثناّه فقد جزأّه ، و من جزأّه فقد جهله ، و من بيافريد خلقان را به قدرت خود ، و پراكنده كرد بادها را به رحمت خود ، و استوار كرد به ميخ سنگ ها و كوهها [ حركت ] زمين خود ، اوّل دين شناخت اوست ، و كمال شناخت او باور داشتن است و اقرار كردن به او ، و تمامى باور داشتن او يگانه شناختن اوست ، و تمامى يكى گفتن او اخلاص است مر او را ، و تمامى اخلاص مر او را نيست كردن صفت هاست از او ، براى گواهى دادن هر صفتى بدرستى كه او غير صفت كرده است ، و گواهى دادن هر صفت كرده به آن كه [ او ] غير صفت است .
( 2 ) پس هر كه صفت كند خدا را - كه منزهّ است - بدرستى كه مقرون كرده باشد به غير ، و هر كه مقرون گرداند به غير بدرستى كه دو كرده باشد او را ، و هر كه دو گرداند او را بدرستى كه جزو بديد كرده باشد او را ، و هر كه جزو بديد كرده باشد او را بدرستى كه ندانسته باشد او را ، و هر كه اشارت كند به او بدرستى كه
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 2
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢