تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
« و آن ريگ به زير پاى ايشان ( كافران ) چنان بود كه پاى فرو شدى تا شتالنگ » ( تاريخنامهء طبرى ، ص 124 ) « ديگر روز از پاى چپ او نزديك شتالنگ رگى گشادم و خون بيرون كردم » ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ص 302 ) - : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 565 ؛ تاريخنامهء طبرى ، ص 66 ؛ ذخيرهء خوارزمشاهى ، عكسى بنياد فرهنگ ، ص 302 ؛ ديوان لامعى گرگانى ، ص 69 و 96 .

غنودن

غنودنى :
سِنَةٌ
نگيرد او را غنودنى و نه خوابى
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
( بقره 255 ) غنودن جدا از معنى خفتن و به خواب رفتن يا خواب سنگين در برابر واژهء قرآنى سنة آمده است كه آن را نيم خواب ( كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 685 ) چرت و پينكى و چشم گرم كردن يا مژه گرم كردن و خواب سبك مىتوان شمرد . برخى از ترجمه‌گران واژهء غنو را در برابر سنة آورده‌اند : « نه گيردش غنو و نه خواب » ( قرآن 631 ، آستان قدس ، بقره 255 ) « نه گيردش غنويى و نه خوابى » ( قرآن 999 ، آستان قدس ، بقره 255 ) « نه غنوه مرو را و نه خواب » ( بخشى از تفسيرى كهن ، ص 114 ) و ناصر خسرو مىگويد :
چو يقينم كه نگيردت همىخواب و غنو * من بىطاقت در طاعت تو چون غنوم
( ديوان ناصر خسرو ، ص 430 ) اين واژه هنوز در حوزهء تاجيكستان ، به صورت غنو و غنب فراوان كاربرد دارد .

فره‌آيندگان

فره آيندگان :
الْغالِبُونَ
مىكاهانيم ( م : مىآگاهانيم ) آن را از كناره‌هاى آن ا پس ايشان فره‌آيندگان .
نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ
( انبياء 44 )