تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
« هراينه خداى شكافندهء دانه و كونهء خرماست » ( قرآن 1089 ، آستان قدس ، انعام 95 ) شايد سفه يا سوفه بخش نخستين از واژهء سفال يا سوفال باشد كه با پسوند - ال همراه شده است . - : سوفه و سوفار ( ترجمهء مقامات حريرى ، ص 54 )

سمانا

سمانا :
السَّلْوى
و فرو فرستاديم بر شما ترنگبين را و سمانا را
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
( طه 80 ) در ترجمه‌هاى قرآن در برابر واژهء سلوى بيشتر اين واژه‌ها را آورده‌اند : سمانه ، سمان ، سمانى ، سامان ، ولج ، ورتيج ، كرجفو ، كه در اين ترجمه و تفسير به صورت كرجفو و ورتيج و سمانا آمده است . « و فرو آورديم بر شما ترنگبين را و ورتيج ( و سمانى ) را ( كرجفو ) » ( قرآن 405 ، آستان قدس ، بقره 57 ) « پس چون طعامشان حاجت آمد خداى عز و جل ترنجبين فرستاد و سمانهء بريان » ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 566 ) « بفرستاديم بر شما ترنجبين و سامان بريان » ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 64 ) « و بفرستاديم بر ايشان ترنگبين و ولج » ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 547 ) « و فرو فرستاديم بر ايشان ترانگبين و ورتيج » ( قرآن 1732 ، آستان قدس ، اعراف 160 ) « گوشت خواستند اللّه تعالى ايشانرا كرجفو فرستاد » ( كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 202 )
باران و برف بارد بر ما كنون ز ابر * چون بر بنى اسرائيل از آسمان سمان
( ديوان لامعى گرگانى ، ص 117 )

سند

سندى :
زَنِيمٍ
سخت دلى پس آنت ( همه ) سندى ( پدر نامعلومى )
عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ
( قلم . 13 ) واژهء سند بر پايهء نوشته‌هاى فارسى چند معنى دارد : يكى حرام‌زاده ، ناپاك زاده ، بچهء