تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
26 / 72 - 49 49 . گفت فرعون : ا باور داشتيد تصديق كرديد مرو را پيش از آن كه دستورى دهم مر شما را ؟ بدرستى كه او هراينه استاد مهين شماست آنى كه بياموخت شما را جادويى را ، پس زودا كه [ 469 ] بدانيد جزاى خويش هراينه كه ببرّم پاره پاره دستهاى شما را و پايهاى شما را از ناهموار و هراينه بر دار درخت كنم شما را همه‌گان بجملگى . 50 . گفتند جادوان : نه زيانى ، كه ما به سوى پروردگار خويش گردندگانيم . 51 . بدرستى كه ما اميد مىداريم كه بيامرزد ما را پروردگار ما گناهان ما را كه هستيم يعنى از نخستين اهل زمان ما گروندگان به موسى و خداى موسى . 52 . و پيغام داديم به موسى كه به شب بر بندگان مرا كه شما از پى درآمده شدگانيد . 53 . پس فرستاد فرعون در شهرها گروهى گردكنندگان را . 54 . بدرستى كه اينان هراينه گروهىاند اندكان . 55 . و بدرستى كه ايشان ما را هراينه به خشم آرندگانند يعنى ما را مخالفت « 1 » . 56 . و بدرستى كه ما هراينه همه ترسانيم . 57 . پس بيرون آورديم ايشان را از بوستانها و چشمه‌هاى آب . 58 . و گنجها و جايگاه بزرگوار و نيكو . 59 . همچنانت آن همه كه « 2 » . . . يم و ميراث داديم آن را فرزندان يعقوب را . 60 . پس از پى در آمدند ايشان را و در ايشان رسيدند در روشنى روزشوندگان . 61 . پس چون ديد آن دو گروه يكديگر را ، گفت ياران موسى : هراينه ما در رسيده شدگانيم . 62 . گفت موسى : حقّا كه نبود و نه چنان است كه ايشان اندر ما رسند كه با من است پروردگار من زود راه نمايد مرا راه رستگارى . 63 . پس پيغام داديم به موسى كه بزن به عصاى خويش دريا را و بزد پس بشكافت پس ببود هر پارهء [ 470 ] چون كوه بزرگ . 64 . و نزديك آورديم آنجا آن ديگران يعنى قوم فرعون را . 65 . و برهانيديم موسى را و آنانى كه با او همگان . 66 . بازپس به آب دريا فرو برديم آن ديگران . 67 . بدرستى كه در اينت است نشانى و عبرتى و عجيبهء و نبود بيشتر ايشان گروندگان . 68 . و بدرستى كه پروردگار تو هراينه او بىهمتاست دشمنان خويش را قهر كند بخشاينده دوستان خويش را برهاند . 69 . و برخوان بر ايشان خبر ابراهيم . 70 . چون گفت مر پدر خويش آزر را و گروه خويش را : چه مىپرستيد ؟ 71 . گفتند : مىپرستيم بتان را پس روز مىگذاريم مر ايشان را پيوستگى كنندگان بر پرستيدن . 72 . گفت ابراهيم : هيچ شنوند از شما يعنى بتان چون خوانيد ايشان را ؟
هامش
( 1 ) . ظ : « مخالفند » ( 2 ) . م : ناخوانا