26 / 26 - 5
5 . و نيايد ايشان را هيچ پندى گويند رسولى از خداى مهربان نو و تازه مگر باشند از آن روى گردانندگان .
6 . پس بدرستى كه به دروغ داشتند ، پس زود آيد ايشان را خبرهاى آگاهيها يعنى خبر عاقبت آنچه بودند به آن فسوس مىداشتند و اين توبيخى است ايشان را .
7 . ا نديدند نگاه نكردند به سوى [ 466 ] زمين كه چند برويانيديم در آن زمين از هر گونه صنفى و لونى خوب و زيبا گرامى برايشان ؟
8 . بدرستى كه در آنت هست هراينه نشانى بر وجود توحيد او ، و نبود بيشتر ايشان گروندگان در سابق علم خداى .
9 . و بدرستى كه پروردگار تو هراينه او بىهمتاست دشمنان خويش را قهر كند مهربان اولياى خود را برهاند .
10 . و ياد كن يا محمّد كه چون خواند پروردگار تو موسى را كه ، بيا برو آن گروه را ستمكاران .
11 . گروه فرعون را و ايشان را بگو كه ا هيچ نمىترسند كه او را همتا مىگويند .
12 . گفت موسى : اى پروردگار من ! بدرستى كه من همىترسم كه به دروغ دارند مرا .
13 . و تنگ شود سينهء دل من و نرود و گشاده نشود زفان من پس بفرست به سوى هارون يعنى مرا يار باشد بر تبليغ رسالت .
14 . و مر ايشان راست بر من گناهى ، پس همىترسم كه بكشند مرا بدان .
15 . گفت خداى : حقا كه نبود كه ترا نكشند ! پس برويد با نشانهاى ما بدرستى كه ما با شماايم شنوندگان .
16 . پس بياييد برويد هر دو فرعون را پس گوييد او را كه ما هر دو فرستادهء پروردگار جهانيانيم .
17 . كه بفرست با ما پسران فرزندان يعقوب را به فلسطين .
18 . گفت فرعون : ا نپرورديم ترا در ميان ما بچگى و در حال كودكى و درنگ كردى در ميان ما از عمر خويش سالها يعنى سى سال .
19 . و كردى آن كردار خويش آنى كه كردى و تو از ناگروندگانى ناسپاسان نعمت مايى .
20 . گفت : كردم آن را آنگاه و من از بيراهانم نادانان .
21 . پس بگريختم [ 467 ] از شما چون بترسيدم از شما و به مدين شدم ، پس بخشيد مرا پروردگار من درستى در گفتار فهمى و علمى و گردانيد مرا از فرستاده شدگان خويش .
22 . و آنت نعمتى است كه به آن منّت مىنهى آن را بر من كه بندگى گرفتى پسران فرزندان يعقوب را .
23 . گفت فرعون : و چيست چه چيز است رب العالمين كه تو رسول اويى به من ؟
24 . گفت : پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان اين هر دو اگر هستيد بىگمانان .
25 . گفت فرعون مر آنانى را كه در گرد او بودند از اشراف قوم : ا نمىشنويد كه او چه مىگويد ؟
26 . گفت موسى : پروردگار شما و پروردگار پدران شما پيشينگان .
القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 312
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٣١٢