تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
26 / 157 - 131 131 . هود گفت : پس بترسيد از خدا و فرمان بريد مرا . 132 . و بترسيد از آن خدايى كه مدد داد افزونى داد شما را به آنچه همىدانيد . 133 . مدد داد شما را به چهارپايان و پسران . 134 . و بوستانها و چشمه‌هاى آب . 135 . بدرستى كه من همىترسم بر شما از عذاب روزى بزرگ . 136 . گفتند : اى هود ! يكسان است بر ما ا پند دهى پند دادى تو ما را يا نباشى تو از پند دهندگان . [ 474 ] 137 . نيست اين كه تو مىگويى يعنى اين كه تو ما را وعده كنى مگر ساخته و فرابافتهء و دروغ پيشينگان . 138 . و نيستيم ما هرگز عذاب كرده شدگان . 139 . پس به دروغ داشتند او را هود را پس نيست كرديم ايشان را ، بدرستى كه در اينت است هراينه نشانى و عبرتى و عجبى و نبود بيشتر ايشان گروندگان . 140 . و بدرستى كه پروردگار تو هراينه او بىهمتاست بخشاينده . 141 . به دروغ داشت ثمود فرستاده‌شدگان را . 142 . چون گفت مر ايشان را برادر ايشان صالح : ا نمىترسيد شما از خدا كه او را انباز گوييد ؟ 143 . بدرستى كه مر شما را پيغمبرىام استوار داشته بر وحى . 144 . پس بترسيد از عذاب خداى و فرمان بريد مرا . 145 . و نمىخواهم از شما بر آن هيچ مزدى ، نيست مزد من مگر بر پروردگار جهانيان . 146 . ا گذاشته مىشويد خواهند گذاشت شما را در آنچه اينجاست يعنى در اين دنيا بىبيمان و ناترسان . 147 . در بوستانها و چشمه‌ها . 148 . و كشتها و خرما بنان كه كاردوى يعنى ميوهء وى باريك و نازك است نرم و پخته . 149 . و همىتراشيد از كوهها خانه‌هايى خوش منشان استادان . 150 . پس بترسيد از خداى و فرمان بريد مرا . 151 . و فرمان مبريد فرمان گذرندگان از اندازه يعنى مشركان . 152 . آنانى كه تباهى كنند در زمين و هيچ بسامان نمىكنند . 153 . گفتند ايشان مر صالح را : اين است و جز اين نيست تو از جادويى كرده شدگانى . 154 . نيستى تو مگر آدمئ همچو ما مانند ما پس بيار بيا نشانى و حجتى و عجيبهء اگر باشى تو [ 475 ] [ از ] راست‌گويان . 155 . گفت صالح : اين ماده شترى است مرو راست بهرهء از آب و مر شما راست بهرهء از آب هر يكى را روزى دانسته شده . 156 . و مبساييد آن را به بدى يعنى مكشيد او را پس گيرد شما را عذاب روزى بزرگ . 157 . پس پى بريدند كشتند آن شتر ماده را پس گشتند پشيمانان بر آن عقر اشتر چون عذاب را ديدند .