6 / 165 - 162
162 . بگو ! بدرستى كه نماز من و پرستش من و زندگى من و مرگ من مر خداى را پروردگار جهانيان .
163 . نه انبازى مرو را ، و به آنت فرموده شدم و من نخستين گردن نهندگانم .
164 . بگوى ! ا جز خداى را جويم پروردگار و او پروردگار هر چيزى ؟ و نيندوزد هر تنى مگر بر خويشتن و برنگيرد برگيرندهء بار ديگرى ، باز پس به پروردگار شما بازگشت شما پس آگاهاند شما را به آنچه بوديد در آن ناهموارى مىكرديد .
165 . و او آنى كه كرد شما را پس نشينان زمين و برداشت برخى شما را زبر برخى پايهگاهها تا آزمايد شما را در آنچه داد شما را . بدرستى كه پروردگار تو زود عقوبت و بدرستى كه او هراينه آمرزگار است بخشاينده .
اعراف ، مكّى ، 206 آيه
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 7 / 7 - 1
1 . سوگند به آلاى من ، سوگند به لطف من ، سوگند به ملك من ، سوگند به صدق من .
2 . كه اين سوره نامهء است كه فرو آورده شد به سوى تو اى محمد پس مبادا در سينهء دل تو هيچ تنگىاى از اين تا بيم كنى به او و پندى و ياد كردى مر گروندگان را .
3 . پىروى كنند آن چه را كه فرو آورده شد به سوى شما از پروردگار شما و پىروى مكنيد از فرود او ، دوستانى را ، اندكى انديشه همىكنيد پند مىپذيريد .
4 . و چندا از اهل شهر و دهى كه نيست كرديم آن را پس آمد آن را سختى عذاب ما شبيخون يا ايشان خواب نيم روزى كنندگانند .
5 . پس نبود دعا و گفتار ايشان چون آمد ايشان را سختى عذاب ما مگر كه گفتند ايشان كه بدرستى كه ما بوديم ستمكاران بر خويشتن .
6 . پس هراينه برگوييم آنانى را كه فرستاده شد به سوى ايشان يعنى امّتان و هراينه بپرسيم نيز آن فرستاده شدگان را يعنى پيغمبران را .
7 . پس هراينه برگوييم بر ايشان خبر دهيم احوال ايشان را به دانش خود و نبوديم دوران ازيشان و از رسولان .