تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه رساله اضحويه ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
يا تعقل - كه فعل وى است - با آلت باشد ؛ و با آن جسم كه با او پيوند دارد . اگر تعقل - كه فعل نفس است - از ذات نفس بود ؛ لازم آيد كه نفس را قوام وجود ، به ذات خويش باشد ؛ زيرا كه اگر وى را وجود مفرد نبودى ، فعل مفرد نبودى ؛ يعنى اگر نه وجود نفس ، مستغنى بودى از مادت ، وجود فعل وى از [ 13 ] مادت و آلت مستغنى نتوانستى بود ؛ زيرا كه فعل بعد از ذات بود . پس اگر ذات نفس به حد ، مفارق مادت بودى ؛ شايستى كه فعل ، به حدّ ، مفارق بودى ، نه به وجود . اما چون فعل به وجود مفارق باشد . و مستغنى از مادت ؛ لازم آيد كه وجود ذات مفارق بود پيش از آن ؛ و نشايد كه ذات به حدّ ، مفارق باشد ، نه به وجود . و فعل ، مفارق و مستغنى بود از مادت به وجود . و اگر كسى گويد كه : اين سخن باطل است به طبيعت ؛ كه طبيعت صورت مادتى است ؛ و با اين كه صورتى است در مادت ، محرك مادت است . و تحريك ، كه فعل او است مفارق است . و مادت را با وى در تحريك هيچ انبازى نه بلكه مادت متحرك است ، و تحريك از اوست و بس . جواب دهيم و گوييم كه : تحريك كه فعل طبيعت است مفارق نيست ؛ زيرا كه وجود ذات تحريك ، در مادت است ؛ و ذات تحريك ذات حركت است ؛ بلى از روى اضافت مختلف مىشود . و ذات تحريك كه معنى وجودى است ، در تحريك نيست ؛ بلكه در متحرك است . و اين معنى در علم طبيعى بيان كرده‌اند . . . * * * و بدان كه اين سخن مشهور است ، و حق به خلاف اين است . و چون در علوم حكمى دانستن ، نظرى باريك كار فرمايند ، معلوم شود كه اين سخن باطل است . و چون ما ، در اين كتاب ، بيش از ترجمهء پارسى ، و سعى تقريب معنى به افهام ، الزام نكرده‌ايم ؛ تعرّض اين نمىكنيم كه « اين سخن حق است يا باطل « 1 » ؟ » * * * جواب ديگر از اشكال آن است كه : ذات طبيعت خود فعلى است ؛ يعنى طبيعت قوتى است كه فعل ، لازم اوست و ضرورى ؛ و آن قوّت در مادت منطبع است . و تخصص وجود طبيعت به اضافت با فعل بود ؛ و مادت از آن روى كه اين قوت در اوست منفعل مىشود ؛ زيرا كه وجود آن
هامش
( 1 ) . براى آنكه توضيح مترجم با سخن ابن سينا درنياميزد ، آغاز و انجام گفتار وى با سه ستاره مشخص شد .