فصل دوم در اختلاف رأيها در آن
جهانيان در حقيقت معاد دو گروه شدهاند : كمترين گروهى ، و بازپسترين ايشان در خرد و زيركى ، معاد را منكرند . و بيشترين و خردمندترين ايشان به معاد گرويدهاند . و گروندگان ديگر باره چند قسمند : گروهى برآنند كه « معاد » جز « كالبد » را نيست ، و اينها منكر نفساند . و گروهى برآنند كه معاد جز « نفس » را نيست . و بعضى برآنند كه معاد هم نفس را و هم كالبد را هست .
و اينها كه معاد جز كالبد را ندانند ، جماعتىاند از اهل جدل كه از علوم حقيقى هيچ بهره ندارند . پنداشتند كه مردم همين كالبد است ؛ و حيات و مردمى ، دو عرضاند ، در آن كالبد آفريده .
و مرگ ، نيستى اين هر دو عرض است ، يا ضد . و در آفرينش دومين كه آن را « آخرت » خوانند ، بارى تعالى هم در آن كالبد - بعد از آنكه پوسيده باشد ، و از هم ريزيده - فراهم آورد . و هم در آن كالبد ، حياتى و مردمى در او بيافريند ؛ و وى همان مردم باشد كه اول بود . و اين گروه به چند قسمند : گروهى مىگويند كه : در آخرت مردم دو گروه باشند : بعضى نيكوكردار و بعضى بدكردار .
آن كه نيكوكردار است ، ثواب او هميشه باشد . و آن كه بدكردار است ، عقوبت او هميشه باشد .
و گروهى گفتهاند كه در آخرت مردم به سه قسم باشند : « گروندهء نيكوكردار » ، و ثواب او هميشه باشد . و « گروندهء بدكردار » ، و حال او به خواست خداى باز بسته است ؛ اگر خواهد بيامرزد ، و اگر خواهد عقوبت كند . و بعضى گفتهاند : هرآينه عقوبت كند ، اما هميشه نبود ؛ به آخر بيامرزد .
و قسم سيم « ناگرونده » كه او را كافر خوانند ، و عقوبت او هميشه باشد . و بعضى گفتهاند كه : هيچ كس را عقوبت ابد نيست ؛ اگر مؤمن است ، و اگر كافر . و آن كس كه مستحق ثواب باشد ؛ ثواب