تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه رساله اضحويه ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
را محاكاتى كرده باشد « 1 » ، به مثالى بود كه اين مثال بهتر در حفظ بمانده باشد كه از آن خبر باز دهد . چنان كه رسول ( ص ) در نماز دست فراياخت و گفت : « خوشهء انگور از بهشت بر من عرضه كردند ، خواستم تا بدين جهان آورم . » و گمان مبر كه حقيقتى كه خوشهء انگور محاكات آن كرده باشد « 2 » بدين جهان توان آوردن ؛ بلكه اين خود محال بود ، و اگر ممكن بودى بياوردى ، و لكن وى را كشف افتاده بود به مشاهده . و حقيقت استحالت اين شناختن دراز است ، و تو را طلب كردن اين حاجت نيست . و تفاوت مقامات علما چنين بود كه يكى را همگى آن گيرد تا بداند كه اين خوشهء انگور از بهشت چه بود و چرا بود كه وى بديد و ديگران نديدند ؛ و ديگرى را نصيب بيش از اين نبود كه وى « 3 » دست بجنبانيد ، پس الفعل القليل لا يبطل الصلاة ، كردار اندك نماز را باطل نكند ؛ و اندر تفصيل اين ، نظر دراز كند و پندارد كه علم اولين و آخرين خود اين است ، و هر كه اين بدانست و بدان قناعت نكرد و بدان ديگر مشغول شد ، وى خود معطّل است و از علم شريعت معرض است . و مقصود آن است كه گمان مبرى كه رسول ( ص ) از بهشت خبر بازداد به تقليد و سماع از جبرئيل ، چنان كه تو معنى سماع دانى از جبرئيل - كه آن معنى نيز خود چون ديگر كارها شناختى - لكن رسول ( ص ) بهشت را بديد . و بهشت در اين عالم به حقيقت نتوان ديد ، بلكه وى بدان عالم شد و از اين عالم غايب شد ، و اين يك نوع از معراج وى بود . لكن غايب شدن بر دو وجه است : يكى به مردن روح حيوانى ، و ديگر به تاسيدن روح حيوانى . اما در اين عالم بهشت را نتوان ديد ، كه چنان كه هفت آسمان و هفت زمين در پوست پسته‌اى نگنجد ، يك ذره از بهشت در اين جهان نگنجد ، بلكه چنان كه حاسّهء سمع معزول است از آنكه صورت آسمان و زمين در وى پديد آيد ، چنان كه در چشم ، همهء حواسّ اين جهانى از همهء لذّات بهشت معزول است . و حواس آن جهانى خود ديگر است .

معنى عذاب قبر

اكنون وقت آن است كه معنى عذاب القبر بشناسى ، و بدانى كه عذاب قبر هم دو قسم است : روحانى و جسمانى .
هامش
( 1 ) . يعنى به صورتى نموده باشد . ( محاكات -representation , imitation (. ( 2 ) . نمايشگر آن شده باشد . ( 3 ) . رسول اكرم ( ص ) .
ترجمه رساله اضحويه ( فارسي ) — صفحة 130 | أبو علي سينا / مجهول