تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه رساله اضحويه ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
به اجزاى غذاى ديگر ، و وى همان بود . پس كسانى كه اين شرط كردند تا بر ايشان اشكالها خاست و از آن جوابهاى ضعيف دادند ، از آن تكلّف مستغنى بودند ، كه ايشان را گفتند كه « مردمى مردمى را بخورد ، همان اجزا اجزاى اين ديگر شود ، از اين دو به كدام دهند ؟ و اگر عضوى از وى ببرند و آنگاه طاعتى كند ، چون ثواب يابد آن عضو بريده با وى باشد يا نه ؟ اگر با وى نباشد ، در بهشت بىچشم و بىدست و بىپاى چگونه بود ؟ و اگر با وى بود ، آن اعضا را در اين عالم انبازى نبود در عمل ، در ثواب چگونه بود ؟ و از اين جنس ترهات گويند و جواب تكليف كنند . » و بدين همه حاجت نيست چون حقيقت اعادت بدانستى كه به همان قالب حاجت نيست . و اين اشكال از آن خاست كه پنداشتند تويى تو و حقيقت تو قالب توست : چون آن بعينه برجاى نباشد ، آن نه تو باشى . بدين سبب در اشكال افتادند ؛ و اصل اين سخن بخلل است « 1 » .

مشاهدهء بهشت و دوزخ در اين دنيا

همانا كه گويى كه مذهب مشهور ميان فقها و متكلّمان آن است كه جان آدمى به مرگ معدوم شود ، آنگاه وى را باز به وجود آورند ، و اين به خلاف آن است . بدان كه هر كه از پس سخن ديگران شود نابينا بود . و اين كسى گويد كه نه از اهل تقليد باشد و نه از اهل بصيرت ؛ كه اگر اهل بصيرت بودى بدانستى كه مرگ قالب ، حقيقت آدمى را نيست نكند ، و اگر از اهل تقليد بودى از قرآن و اخبار بشناختى كه روح آدمى پس از مرگ برجاى خويش باشد ، كه ارواح پس از مرگ دو قسم است : ارواح اشقيا و ارواح سعدا . اما ارواح سعدا ، قرآن مجيد مىگويد :
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً ، بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
« 2 » . مىگويد : مپنداريد كه آن كسانى كه در راه حق كشته شدند ، ايشان مرده‌اند ، بلكه زنده‌اند و شادمانند به خلعتها كه از حضرت الوهيت يافته‌اند و بر دوام از آن حضرت روزى خويش مىستانند . و اما در حق اشقيا : كافران بدر ، چون رسول ( ص ) و اصحاب ، ايشان را بكشتند ، يك يك از ايشان را آواز مىداد و ندا مىكرد - و ايشان كشته « 3 » - و مىگفت : « يا فلان و يا فلان ، وعده‌ها كه از حقّ يافته بودم در قهر دشمنان وى ، همه را حقّ يافتم ؛ و حق - تعالى - تحقيق كرد آن وعده‌ها كه
هامش
( 1 ) . و حال آنكه اصل اين سخن بخلل ( داراى خلل ) است . ( 2 ) . قرآن ، 3 / 170 . ( 3 ) . و حال آنكه ايشان كشته شده بودند .