تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
بگويند تخيير استمرارى است ممكن است ، و لكن اجمال در موضوع حكم عقل غير ممكن است . * عبارة اخراى پاسخ جناب شيخ در قالب يك بحث منطقى چگونه است ؟ اين است كه : اولا : در قضاياى عقليّه و در موضوعات احكام عقليّه به حسن يا قبح ، هيچ‌گونه اجمال و ابهامى نيست ، بلكه موضوعات احكام عقليّه من جميع الجهات مبيّن و مفصّل مىباشند و جاى شكّ و ترديد نيست ، منتهى : - در برخى موارد قضاياى عقليّه از بديهيات هستند كه به مجرد تصوّر موضوع با همهء قيودش عقل حكم به حسن يا قبح مىكند مثل : قبح عقاب بلابيان ، و قبح تكليف به امر غير مقدور . - و در برخى موارد قضاياى عقليّه ، نظرى هستند كه نهايتا به بديهى منتهى مىشوند . فى المثل به قضيهء زير كه مىگويد : تنجّز تكليف در حقّ جاهل عقلا قبيح است چرا كه مستلزم عقاب بدون بيان است ، و هو قبيح بالبداهة ، فلا اجمال ، توجّه كنيد و بدانيد كه : 1 - عقل جماعتى معصيت مولى را مطلقا تقبيح مىكنند چه دفعى و چه تدريجى و لذا مىگويند : موضوع التخيير ، دوران بين المحذورين در ابتداء امر است ، چرا كه اگر استمرارى بشود مستلزم مخالفت عمليّه قطعيهء تدريجيه مىشود و هو قبيح . 2 - لكن عقل گروهى ديگر مىگويد : معصيت مولى اگر دفعى باشد قبيح است ، و لكن اگر تدريجى شود قبيح نيست ، و لذا در اين مثال قاطعانه مىگويند : تمام موضوع براى تخيير ، عنوان دوران بين المحذورين است كه در واقعهء اولى بود ، در ثانيه هم هست ، و لذا حكم به تخيير هم هست ، پس اجمال و تردّدى در كار نيست . ثانيا : به فرض كه اجمال در موضوعات احكام عقليّه نيز متصوّر باشد ، باز هم مىگوئيم جائى براى استصحاب حكم عقل وجود ندارد . چرا ؟ زيرا شرط اين استصحاب احراز موضوع است و با شكّ در بقاء اين موضوع ، شرط مزبور محرز نيست و لذا نوبت به استصحاب حكمى نمىرسد . پس : استصحاب در احكام عقليّه در هيچ صورتى قابل جريان نيست . * اگرچه جناب شيخ متعرض نشده است و لكن بفرمائيد كه آيا در موضوعات احكام شرعيّه هم اجمال متصوّر است يا نه ؟ آيا ممكن است كه شارع حكم را ببرد روى موضوعى و بشود مجمل يا نه ؟ بله ، چنين اجمالى متصوّر است ، فى المثل : شارع فرموده : الغنا حرام . حال منظور از غنا