باشد ، امروز باقى نيست بلكه مربوط به مرتبهء قبل است و لذا خبرى از تخيير نخواهد بود .
علىاىّحال : شما نمىدانى كه آن موضوعى كه قبلا بوده است اكنون هم باقى است يا نه ؟
پس : الشك فى بقاء الحكم العقلى ( يعنى تخيير ) لاجمال موضوعه .
بنابراين وقتىكه شكّ ما در بقاء حكم عقل ، بخاطر مجمل بودن موضوع آن باشد ، استصحاب مىكنيم حكم عقل را . و مىگوئيم : ديروز تخيير بود ، پس امروز هم تخيير است .
منظور ؟ منظور اينكه درست است كه حكم عقل باقى است به بقاء موضوعش و مرتفع است به ارتفاع موضوعش و لكن گاهى به دليل اجمال در موضوع حكم عقل ، شكّ در حكم عقل پيدا مىشود و اين زمينهء جريان استصحاب در احكام عقليّه را فراهم مىكند . و چنان كه ديديم در برخى جاها مىشود حكم عقل را استصحاب نمود .
* جناب شيخ نظر حضرتعالى در آنچه گذشت چيست ؟
اين است كه اجمال در موضوع حكم عقل غير معقول است و چنان كه گفته شد هر حاكمى از جمله عقل تا موضوع را من جميع الجهات و كامل نداند اقدام به صدور حكم براى آن نمىكند .
به عبارت ديگر : آن عقلى كه روز اوّل گفته انت مخير ، موضوع را كاملا مشخص كرده و گفته انت مخير و لذا در صورت بقاء موضوع امروز هم مىگويد انت مخير .
بله ،
1 - برداشت عقلى برخى بر اين است كه مخالفت عمليّه تدريجيه قبيح است و لذا از روز اوّل موضوع را بگونهاى لحاظ مىكنند كه منجر به مخالفت عمليهء تدريجيه نشود . پس از روز اوّل مىگويد : دوران بين المحذورين فى ابتداء الأمر موجب تخيير است و لذا چو فردا شود و يا به تعبير ديگر برخورد دوّم پيش آيد ، ديگر تخييرى در كار نيست . چرا ؟ زيرا حكم به تخيير مربوط به دوران الامر فى ابتداء الأمر بود و حال آنكه روز بعد و يا برخورد بعد ابتداء الأمر نيست .
پس شكى در حكم عقل وجود ندارد تا نياز به استصحاب باشد بلكه عقل علم به عدم تخيير دارد .
2 - و برداشت عقلى برخى هم بر اين است كه : خير مخالفت عمليّه تدريجيه عيبى ندارد ، يعنى انسان هر دفعه كه به يك حكمى ملتزم شود مثلا يك دفعه به وجوب ، يك دفعه به حرمت و اين مستلزم مخالفت عمليهء تدريجيه باشد ، بلااشكال است و لذا : از اوّل مىگويد : دوران بين المحذورين مطلقا جاى تخيير است ، چه دفعهء اولش باشد و چه دفعات ديگر .
الحاصل : اختلاف در حكم عقل بدين معنا كه برخى بگويند تخيير ابتدائى است و برخى
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 630
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٣٠