تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
استمرار منقلب شده است و لذا هرجا كه شما شكّ در بقاء اين موجود مستمرّ كنيد ، به بركت حجيّت استصحاب ، بايد استصحاب امر وجودى كرده ، حكم به دوام و استمرار كنيد . پس در اين فرض هم تنها استصحاب وجودى جارى است و چه شما در اين‌گونه موارد زمان را براى آنها قيد قرار دهيد و چه ظرف وجهى براى اجراء دو استصحاب وجود ندارد كه مسئله تعارض و تساقط پيش آيد . * جناب شيخ قبلا مستشكلى به جناب فاضل اشكال كرد كه وقتى حكم يقين متصل به شكّ است معنايش اين است كه بايد امر وجودى را استصحاب كنيد و لذا نوبت به تعارض نمىرسد ، كه جناب فاضل جواب داد هر دو يقين متصل به شكّ است نظر حضرتعالى در اين مسئله چيست ؟ بله ، ما هم قبول داريم كه هر دو يقين متصل به شكّ است ، لكن جناب نراقى بايد بدانند كه تحقّق اين امور در خارج در طول يكديگر قرار دارند و نه در عرض هم ، فى المثل : اكنون يقين داريم كه از ازل تا به حال وجوب نبوده است ، و اكنون يقين داريم كه از حالا تا به ظهر وجوب وجود دارد . و اكنون شكّ داريم كه آيا اين وجوب از ظهر به بعد هم باقى است يا نه ؟ * منظور ؟ منظور اين است كه به فرض ظرف بودن زمان آن يقينى كه متصل به شكّ است داراى رجحان و اولويت است كه حكمش مستمرّ باشد ، چرا كه هر دو يقين مساوى نيستند ، و لذا حقّ به جانب مستشكل است . * جناب شيخ چرا جناب نراقى در اينجا دو استصحاب جارى كرده است ؟ چونكه : 1 - از يك طرف به اصل وجوب جلوس و يا صوم و . . . نظر كرده و ديده است كه اين‌ها از امورى هستند كه وقتى موجود مىشوند قابل بقاء و استمرارند و لذا مىتوان خود وجوب را استصحاب نمود . 2 - از طرف ديگر ، نظر به زمان خاص كرده و ديده است كه اين وجوب و يا فلان وجوب مربوط به مقيّد به اين زمان است و اين زمان كه مىرود ، وجوب هم مىرود . و لذا استصحاب دم ازلى را جارى مىكنيم . اشتباه جناب فاضل در اين بوده است كه دقت نفرموده كه زمان در اينجا ظرفيت دارد و يا قيديت ؟ * جناب شيخ نظرتان در رابطهء با عدم مطلق با وجود مطلق چيست ؟