* غرض جناب شيخ از تكرار اين مطلب چه بود ؟
تأييدى بر مطلب خودش بود مبنى بر اينكه : اگر حكمى مقيّد به زمانى شد با رفتن قيد زمان حكم هم مىرود و جائى براى استصحاب نيست .
* شبههء مولى احمد نراقى ( ره ) در تعارض استصحاب وجودى با عدم با گذشت زمان چيست ؟
جناب نراقى مىفرمايد بطور كلّى در باب استصحاب ، مستصحب ما :
1 - گاهى امرى از امور شرعيّه است مثل وجوب ، حرمت ، طهارت ، نجاست و . . .
2 - گاهى هم امرى از امور خارجيه و يا به تعبير ديگر از موضوعات احكام است مثل : عدالت زيد و . .
آنجا مستصحب ما امرى از امور شرعيّه است يعنى قسمت اوّل :
1 - گاهى شكّ ما در بقاء مستصحب از زمان لا حقّ ، از قبيل شكّ در مقتضى است يعنى اصل اقتضاء و استعداد مستصحب براى بقاء مورد شكّ است .
2 - و گاهى شكّ ما در بقاء مستصحب از زمان لا حقّ ، از قبيل شكّ در رافع است با همهء اقسام پنجگانهاش پس از احراز مقتضى .
الحاصل : مجموعا سه صورت در رابطهء با مستصحب در اينجا وجود دارد :
* صورت اوّل چيست با ذكر مثال آن را تبيين كنيد ؟
اين است كه مستصحب از امور شرعيّه باشد ، شكّ ما هم از قبيل شكّ در مقتضى باشد جناب نراقى مدّعى است كه در اينجا دو استصحاب جارى مىشود كه در نتيجه با هم تعارض كرده و تساقط مىكنند و لذا رجوع مىشود به اصل سوّم .
الف : براى مثال : مولى به عبدش مىگويد : بنشين در اين مكان تا زوال و يا پايان روز جمعه در اينجا سه حالت متصوّر است :
1 - يكى اينكه بگوئيم ما از ازل و از قبل از اين امر مولى يقين داشتيم به عدم وجوب جلوس كه همان يقين عدم ازلى باشد .
2 - يكى اينكه بگوئيم : ما يقين داشتيم به وجوب جلوس از صبح جمعه تا ظهر جمعه كه يقين به يك امر وجودى است .
3 - يكى اينكه بگوئيم : شكّ ما در بقاء اين وجوب و ارتفاع آن است نسبت به ما بعد زوال .
* انما الكلام در كجاست ؟
در همين مورد اخير است كه جناب نراقى مىفرمايد در چنين موردى دو استصحاب جارى
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 568
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٦٨