تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
انجام در زمان است ، زمان در فعل ما مىآيد ، سپس فعل ما در هر زمانى كه انجام بگيرد كفايت مىكند ، و لذا از محل بحث ما خارج است . 2 - زمان نسبت به برخى از افعال خاص ما قيديت دارد ، بدين معنا كه اصل العمل و طبيعت مطلوب نيست ، بلكه عمل در فلان زمان خاص مطلوب است ، مثل نمازهاى يوميّه ، حج ، روزه ماه مبارك رمضان . انما الكلام در همين قسم است كه خود داراى دو صورت است : 1 - گاهى تقيد به زمان در لسان دليل وجود ندارد و از ظاهر خطاب استفاده نمىشود . به تعبير ديگر امورى وجود دارد كه در لسان دليل و يا به تعبير ديگر خطاب شارع به زمان خاصى مقيّد نشده‌اند ، مثل اداء دين ، يا جواب سلام و . . . لكن اين تقيد از خارج و به حكم عقل از باب قدر متيقّن فهميده مىشود . فى المثل در باب شفعه مىگويد : اگر يكى از دو شريك حصّهء مشاعهء خودش را فروخت ، شريك ديگر شرعا حقّ دارد كه اخذ به شفعه نموده و حصّهء فروخته‌شده را به ملك خويش درآورد . منتهى در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اين حقّ شفعه : - آيا فوريّت دارد و شريك به مجرد اطلاع بايد در اولين فرصت ممكن اعمال حقّ نمايد و الّا اگر تأخير بيندازد حقّ او ساقط مىشود ؟ - و يا متراخى بوده و شريك پس از علم و آگاهى مىتواند با تأخير اعمال حقّ كند ؟ مشهور علما از باب قدر متيقّن معتقد به فوريّت بوده و مىگويند نسبت به ما زاد مشكوك بايد اصل برائت جارى نمود . و لذا از محل بحث خارج است . 2 - و گاهى تقيد به زمان در خود لسان دليل آمده و از ظاهر خطاب استفاده مىشود كه اين تقييد خود بر دو گونه است : 1 - گاهى مطلوب مقيّد شده است به يك زمان مبهم و مجملى ، مثل اينكه مولى بفرمايد : افعل كذا الى زمان . در اينجا باز نظر مشهور بر اين است كه بايد به قدر متيقّن اكتفا نمود و در ما زاد مشكوك اصل برائت جارى نمود . و لذا اين مورد هم از محل بحث خارج است . 2 - و گاهى هم مطلوب مقيّد شده به زمان معلوم و معينى كه خود اين تقييد به زمان معلوم و مشخص نيز خود بر دو قسم است : 1 - گاهى خطاب ، غائيه است ، يعنى تقييد به زمان به صورت غايت ذكر شده است فى المثل
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 565 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى