ديگر اولى نيست .
جناب نراقى در ادامه مىگويد : اگر بگوئى : حكم به بقاى يقين متصل به شكّ ، كه همان يقين به نشستن است ، مىشود ؟ مىگوئيم : شكّ در تكليف بعد از ظهر جمعه قبل از آمدن روز جمعه ، به هنگام ملاحظهء دستور شارع وجود داشت . مثلا در روز پنجشنبه زمان وارد شدن دستور ، شكّ كرد كه آيا نشستن فردا ، بعد از ظهر هم مورد تكليف است يا نه ؟
يقينى كه متصل به شكّ است ، همان نبودن تكليف است ؛ پس آن يقين استصحاب مىشود و تا ظهر جمعه استمرار مىيابد . « 1 »
* * *
تشريح المسائل
* مقدمة بفرمائيد مراد از مقيدات به زمان چيست ؟
امورى است كه ذاتا از امور قارّه و مستقره هستند و لكن مقيّد شدهاند به يك امر قارى از قبيل زمان و زمانيات .
* ولى جناب شيخ در خصوص امور مقيّد به زمان بحث كرده است ؟
بله ، و لكن مقيّد به زمانيات نيز ، حساب همان امور مقيّد به زمان را دارند فى المثل فرض كنيد كه : مولى فرمود كه : صم يوم الخميس ، كه وجوب روزه را مقيّد كرده به يك زمان معين يعنى روز پنجشنبه .
حال : روز جمعه فرا رسيده و ما شكّ داريم كه آيا وجوب باقى است يا نه ؟ آيا مىتوانيم بقاء وجوب روزه را استصحاب كنيم يا نه ؟
* قبل از پاسخ به سؤال مزبور ، مقدمة صور مسئله را مورد بررسى قرار دهيد تا محل نزاع روشن شود ؟
بلاشكّ تمام افعالى كه از ما صادر مىشود در يك زمان خاص و يك محل مخصوصى انجام مىپذيرد ، و لكن زمان نسبت به بيشتر افعال ما صرفا ظرفيت دارد . به عبارت ديگر :
1 - هيچگونه خصوصيتى در زمان يك فعل وجود ندارد و لكن از باب اينكه فعل ما ناگزير از
هامش
( 1 ) . مناهج الاحكام و الاصول ، ص 238 .