تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
ثانيا : ضابطهء شما در لحاظ اين استعدادها و اجراى استصحاب در اشياء بر حسب اين استعدادها چيست ؟ مضافا بر اينكه بيان شما در لحاظ استعدادها مجمل است ، بفرمائيد كه مرادتان از استعداد بقاء در اينجا چيست ؟ - اگر مراد شما از استعداد ، استعداد شخصى است ، بدين معنا كه بايد مد نظر قرار داد كه شخص فلان موجود مثلا زيد و يا بكر تا كى استعداد بقاء دارد در اين فاصلهء زمانى هرگاه در مورد او شكّ كرديم استصحاب كنيم حيات او را و پس از آن فاصله و يا مقدار زمان مشخص ديگر حقّ استصحاب نداريم ، به شما مىگوئيم استعداد بقاء هر موجودى به ويژه انسان در دست ما نيست بلكه خدا مىداند و كسانى كه علم كتاب دارند و لذا شما ما را به قضاوتى مىخوانيد كه پرونده‌اش مجهول است . - و اگر مراد شما از استعداد ، استعداد صنفى هر موجود است آن‌هم اقرب الاصناف يك موجود بدين معنا كه اگر خواستيم استعداد بقاء فلان زيد را لحاظ كنيم اين استعداد را از صنف كسانى كه داراى شرائط و امكانات زيد هستند بدست آوريم اين نيز امر مشكلى است كه ما قادر برآن نيستيم چرا كه باز حواله به مجهول است . و اگر مراد شما از اين استعداد ، استعداد نوعى و يا جنسى است آن‌هم ابعد الاجناس حيوانات كه جوهر است و انواع مختلفى در تحت آن قرار دارند ، باز كار مشكل‌تر مىشود چرا كه قابليت در جواهر مختلف است از يك آن تا ميليونها سال و اين يك آن مىشود قدر مشترك تمام موجودات و يا حيوانات ، آيا استعداد بقاء هر حيوانى همين يك آن است و شكّ حاصله در همين يك آن براى ما رخ مىدهد ؟ خواهيد گفت كه نه . به عبارت ديگر : نوع شكهائى كه براى ما در بقاء موجودات حاصل مىشود متجاوز از يك آن و يك ساعت است و به فرض كه چنين موردى هم پيش بيايد ، مستلزم تخصيص اكثر است كه مستهجن است . علىاىّحال مراد شما هريك از اين امور باشد ، حوالهء به مجهول است و دست‌يابى به يك ملاك تعيين‌كننده در اين طرح غير ممكن است اگرچه تصورا و در عالم خيال بتوان در مورد آن . اگر مراد شما تشخيص استعدادها از روى ظنّ شخصى است ، علاوه بر ظنّ شخصى فاقد اعتبار است مگر خود شما استصحاب را از باب اخبار حجيّت نمىدانيد ، چگونه در اينجا مبناى خود را تغيير مىدهيد . بنابراين : استصحاب كلّى حيوان مطلقا جارى است و آثار شرعى نيز برآن داشته باشد آن آثار نيز برآن مترتب مىشود . * * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 461 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى