تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
1 - عبارت و هو طاهر يعنى لباست حالت سابقهء طهارت دارد ، و تو به اين طهارت سابقه يقين دارى . 2 - عبارت و لم تستيقن انّه نجّسه ، يعنى تو شكّ لا حقّه دارى . * انما الكلام در چيست ؟ در اين است كه آيا اين روايت ظهور در قاعدهء طهارت دارد يا كه دليل بر استصحاب طهارت است ؟ * مقدمة بفرمائيد از حيث مناط و ورد چه نسبتى بين قاعدهء طهارت و قانون استصحاب وجود دارد ؟ از حيث مناط نسبت ميان آن دو تباين كلّى است ، و لكن به لحاظ مورد عموم و خصوص مطلق‌اند . به عبارت ديگر : 1 - مناط استصحاب تنها و تنها ، لحاظ حالت سابقه است و به لحاظ حالت سابقه است كه حكم به استصحاب مىشود و الّا با قطع نظر از حالت سابقه ، استصحاب معنا ندارد . 2 - و امّا مناط در قاعدهء طهارت ، صرف شكّ در طهارت و نجاست است با قطع نظر از حالت سابقه ، چه حالت سابقه‌اى باشد و ملاحظه نشود و چه اصلا حالت سابقه‌اى وجود نداشته باشد . و امّا به لحاظ مورد : 1 - استصحاب تنها در موردى جارى مىشود كه شكّ ما حالت سابقهء يقين دارد و اين حالت در حكم ملاحظه مىشود . 2 - قانون طهارت در مورد يا مواردى جارى مىشود كه حالت سابقه يقينى باشد لكن نه به لحاظ آن حالت سابقه ، بله صرفا به لحاظ شكّ در طهارت و نجاست و يا در موردى به كار مىرود كه اصلا حالت سابقه‌اى در كار نيست ، بلكه ابتدا به ساكن شكّ در طهارت و نجاست داريم . پس : هرجا و يا هر موردى كه محل اجراى استصحاب است ، محل اجراى قاعده طهارت نيز هست و لكن اين‌گونه نيست كه هرجا مورد و محل قاعده طهارت باشد ، محل اجراى استصحاب نيز باشد . حال : باتوجّه به مقدمهء فوق پاسخ شيخ به سؤال مزبور روشن مىشود و آن اينكه : حديث تنها مربوط به قاعدهء استصحاب است و ظهور در آن دارد . چرا ؟ - زيرا امام عليه السّلام در مقام تعليل فرموده است : چون قبلا يقين به طهارت داشتى و اكنون يقين به نجاست براى تو نيامده بلكه شكّ در بقاء و ارتفاع طهارت دارى ، پس غسل و شستن لازم