استصحاب مىكند طهارت لباس را و لذا امام مىفرمايند : نمازت را قطع كن ، لباست را تطهير نما ، و سپس نمازت را از همانجا كه قطع كردى شروع كن . نتيجه اينكه :
1 - فقرهء اوّل از حيث استدلال ، از كار افتاد ، چرا كه ما نفهميديم كه امام در چه فرضى فرموده است تغسله و لا تعيد ، آيا در فرضى كه نجس از اوّل در لباس نمازگزار بوده و يا در فرضى كه نجس بعدا واقع شده ؟
اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال ، گرچه معطى قاعده كليه باشد .
2 - فقرهء دوّم گرچه از اشكالات وارده بر فقرهء اوّل مبراست و لكن معطى يك قاعدهء كليه نمىباشد . چرا ؟ زيرا امام عليه السّلام در اينجا فرمودند : فليس ينبغى لك ، ان تنقض اليقين بالشكّ و نفرمودند : و ليس ينبغى . . . و حال آنكه كلمهء فليس داراى فاء تفريعيّه است و فاء تفريعيّه است و فاء تفريعيّه ، متفرّع را به متفرّع عليه مرتبط كرده پيوند محكم مىزند .
يعنى ما بعد خودش را به ما قبل خودش محكم به هم متصل مىنمايد و لذا نمىتوان گفت كه در اينجا قيد من طهارت ثوب را مىتوان ملغى نمود . خير . و لذا : اين فاء تفريعيّه مىرساند كه امام در خصوص همين مورد فرموده است كه : چون تو قبلا يقين داشتى كه لباست پاك است و لكن در اثناء نماز نجاست را ديدهاى و اكنون شكّ دارى كه آن مقدار نمازى را كه خواندهاى در لباس نجس بوده است يا نه ؟ استصحاب كن طهارت لباست را و نيازى به اعادهء آنچه خواندهاى نمىباشد .
و امّا از آنجا كه امام در فقره اولى فرمود : و ليس ينبغى : خود قرينه است بر اينكه ايشان در مقام ضرب القاعده بوده است و لذا آنجا را قرينه مىگيريم بر اينكه در اينجا نيز مراد ايشان اعطاء القاعده است .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٢٧