تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
ديگرى علاوه بر اشكال قبلى لازم آيد و آن اين است كه : چطور در آن فرض و فقره‌اى كه در وسط نماز متوجه شده ، نجاست را در لباسش مىبيند امام عليه السّلام مىفرمايد : اگر اوّل كار و قبل از نماز نگرانى براى تو پيش آمد و شكّ كردى كه لباست پاك است يا نه ؟ لكن پس از وارسى چيزى نيافتى ، ولى در وسط نماز نجاست را ديدى ، تغسله و تعيد . يعنى لباست را تطهير كن و نمازت را اعاده نما . امّا در اين فرض كه پس از انجام نماز متوجه مىشود كه همهء نمازش در لباس نجس واقع شده است ، مىفرمايد : تغسله و لا تعيد ؟ به عبارت ديگر : چرا استصحاب در وسط نماز بلاتأثير است و امام عليه السّلام مىفرمايد تغسله و تعيد ، و لكن پس از نماز مؤثر است و امام عليه السّلام مىفرمايد : تغسله و لا تعيد ؟ علىاىحال : اين تفاوت‌گذارى در اجراى استصحاب در اين دو فرض نيز با قواعد موافقتى ندارد . * جناب شيخ هيچ‌گونه پاسخ و يا راه حل توجيهى براى تفاوت مزبور وجود ندارد ؟ اللهم ان يقال : اينكه امام در اين فرضى كه نمازگزار در وسط نماز فهميده است ، لباسش نجس است فرمود : تعيد ، بخاطر اين بوده باشد كه شكّ او در پيش از نماز تو كه با علم اجمالى بوده است . يعنى او اجمالا متوجه شد كه نجاستى به لباسش اصابت كرده ، وارسى هم نمود ، لكن چيزى نيافت و نتوانست علم تفصيلى به وجود آن پيدا كند . امّا : در وسط نماز كه آن نجاست را ديد ، علم تفصيلى پيدا نمود كه كجاى لباسش نجس است و لذا امام در آنجا فرمودند : تغسله و تعيد . لكن در آن فقره‌اى كه او پس از انجام نماز نجاست را ديد ، و امام عليه السّلام فرمود : لا تعيد ، نگرانى و شكّ قبل از نمازش ، شكّ بدوى بوده است ، چرا كه وقتى كلمهء شكّ را به نحو مطلق استعمال مىكنند و مىگويند اذا شككت ، اين اطلاق ظهور دارد در شكّ بدوى . به عبارت ديگر : شكّ قبل از صلاة ، در آنجا شكّ بدوى فرض شده ، و نگرانى و شكّ در اينجا ، شكّ توأم با علم اجمالى ، و لذا در آنجا فرمود : تعيد ، در اينجا فرمود لا تعيد . * جناب شيخ دومين احتمالى كه در صحيحهء دوّم مىدهيد چيست ؟ اين احتمال است كه بگوئيم : اگر اين مصلى ، نجس را پس از انجام نماز در لباسش ببيند و لكن براى او يقين حاصل نشود كه از اوّل بوده يا نه ؟ و يا به تعبير ديگر شكّ كرد كه آيا از اوّل