تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
و لكن ما كه شيخ انصارى هستيم به شما مىگوئيم كه خير ، مطلب از اين قرار كه اين آقا مىگويد نيست ، درست است كه در حال صغر يك عدم شرعى داريم و يك عدم عقلى و لكن اين عدم شرعى مستند به عدم عقلى نيست و حساب هريك از اين دو عدم جداى از ديگرى است . علىاىحال : ما قبلا گفتيم كه استصحاب در حكم عقل و حكم شرعى كه تابع حكم عقل است جارى نمىشود ، لكن اگر حكم شرع تابع حكم عقل نباشد مسئله متفاوت است . حال : در مورد صغير ، يك عدم تكليف عقلى داريم و يك عدم تكليف شرعى كه تابع آن عدم تكليف عقلى نيست . بنابراين : وقتى كه صغير بالغ شد ، و ما شكّ كرديم كه آيا مكلّف به تكليف شده است يا نه ؟ نمىتوانيم آن عدم تكليف عقلى در زمان صغر را استصحاب كنيم و لكن مىتوانيم عدم تكليف شرعى را استصحاب كنيم . حال : ما اين عدم تكليف شرعى را استصحاب كرده ، نامش را مىگذاريم استصحاب عدم تكليف شرع و نه استصحاب حال عقل . * سرّ مطلب در اينكه استصحاب عدم تكليف شرع در اينجا ممكن است و لكن استصحاب عدم تكليف عقلى قابل اجرا نيست ، چيست ؟ اين است كه : انسان در حال صغر : 1 - عقلا به هيچ تكليفى مكلّف نيست ، چرا كه صبى مميز نيست و تكليف غير مميز قبيح است . بنابراين : عدم تكليف عقلى موضوعش عدم تميز است و لذا اگر صبى مميز بشود تكليفش قبيح نيست . 2 - شرعا هم تكليف ندارد ، چرا كه عند الشارع ، مادامىكه انسان بالغ نشده تكليفى ندارد ، پس ملاك شرع در اينجا تميز و عدم تميز نيست ، بلكه صبى چه مميّز شده باشد چه نه ، اگر بالغ نشده باشد ، تكليفش قبيح است . الحاصل : ما عدم عقلى داريم و عدم شرعى درحالىكه به يكديگر مستند نيستند ، فلذا : 1 - عدم عقلى در صورتى وجود دارد كه صغير مميّز نيست و لكن وقتى مميّز مىشود استصحاب آن عدم عقلى صحيح نيست ، چون آن عدم عقلى از بين مىرود . 2 - و عدم شرعى تا زمانى وجود دارد كه صغير هنوز بالغ نشده باشد چه اين صغير مميّز باشد و چه نباشد .