تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ظنّ پيدا كردى به عدم موت لازمه‌اش ظنّ به حيات است ) و از جمله امورى كه گواهى مىدهد به عدم اتفاق و اجماع در عدميّات ، اختلاف‌نظر حضرات است در اينكه آيا نافى در بحث از عدميّات ، نيازمند به دليل هست يا نه ؟ پس : شما عنوان مزبور را مورد ملاحظه قرار بده ، آن را گواهى بر صدق و درستى مطلب ما خواهى يافت كه ادعا كرديم ( كه عدميّات نيز محل نزاع بوده است . )

تشريح المسائل

* غرض از ( و ممن يظهر . . . ) چيست ؟ بيان مؤيدات و ذكر شواهدى است از جانب جناب شيخ مبنى بر تعميم نزاع و جريان آن در استصحابات وجوديّه و عدميّه هر دو ، از جمله اين وجوه و شواهد : 1 - عبارت مرحوم وحيد بهبهانى است در رسالهء استصحابيه مبنى بر اينكه استصحاب امور عدمى و وجودى فرقى ندارد . به عبارت ديگر : كلمات جناب بهبهانى ظهور در تعميم نزاع در هر دو طرف قضيه دارد ، چرا ؟ زيرا ايشان در مقام نقل اقوال و نظرياتى در باب استصحاب مىفرمايد : 1 - برخى معتقدند كه الاستصحاب حجة مطلقا . 2 - عده‌اى نيز معتقدند كه الاستصحاب ليس بحجة . 3 - گروهى نيز مفصل بوده در حجيّت استصحابات مورد نظر قائل به تفصيل هستند . سپس نتيجه مىگيرد كه اين كلمهء ( مطلقا ) در كلام گروه اوّل بيانگر اين است كه : استصحاب چه وجودى و چه عدمى حجّت است ، لكن در كلام گروه دوّم بيانگر اين است كه استصحاب چه وجودى و چه عدمى حجّت نيست . امّا آنها هم كه قائل به تفصيل شده‌اند مرادشان اين است كه فى المثل ، استصحاب امور عدمى حجّت است و در وجوديها ليس بحجة و يا بالعكس . بنابراين : عبارات مزبور نشان مىدهد كه هر دو عنوان مورد بحث و محل نزاع بوده است ، چرا كه هم مثبت مطلق در اين مسئله وجود دارد و هم نافى مطلق و هم مفصّل . * اگر به ذهن كسى برسد كه عبارت بهبهانى قابل توجيه است يعنى كه مىتوان كلمهء مطلقا را به